ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٣٩٦ - (هفت چيز(جاندار) كه خدا آنها را آفريده ولى از شكم مادر بيرون نيامدهاند)
شكم مادر بيرون نيامدهاند فرمود: آنان آدم است و حوا و گوسفند قربانى حضرت ابراهيم و ناقه حضرت صالح و مار بهشت و كلاغى كه خداى عز و جل فرستادش تا زمين را بكند (و دفن نمودن هابيل را بقابيل بياموزد) و ابليس لعين.
(خداوند اسلام را بهفت سهم قرار داده است) ٣٥- عمار بن ابى الاحوص گويد: بامام صادق ٧ عرض كردم: در نزد ما كسانى هستند كه بخلافت امير المؤمنين عقيدهمند هستند و آن حضرت را بر همه مردم برترى مىدهند ولى آن طورى كه ما در باره فضيلت شماها معتقديم معتقد نيستند آيا ما با آنان دوست صميمى باشيم؟ فرمود آرى اجمالا دوستشان داشته باشيد مگر نه اين است كه در نزد خداى عز و جل چيزهائى است كه نزد رسول خدا نيست و رسول اللَّه را چيزهائى است كه ما را نيست و در نزد چيزى است كه شما آن را نداريد و شما چيزى داريد كه ديگران ندارند خداى تبارك و تعالى اسلام را بر هفت سهم قرار داد بر شكيبائى و راستى و يقين و رضا و وفا و دانش و بردبارى سپس آن را در ميان مردم پخش فرمود پس هر كس كه همه اين هفت سهم را دارا شد ايمانش كامل و طاقت و تحمل دارد سپس به پارهاى از مردم يك سهم نصيب داد و پارهاى را دو سهم و پارهاى را سه سهم و پارهاى را چهار سهم و پارهاى را پنج سهم و پارهاى را شش سهم و پارهاى را هفت سهم پس شما بآن كس كه يك سهم از ايمان نصيب دارد وظيفه دو سهم بر او تحمل نكنيد و آن را كه دو سهم