ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٧٩٦ - (خداى عز و جل هزار هزار عالم و هزار هزار آدم آفريده است)
و هزار حديث براى او بيان فرمود كه هر حديثى هزار باب داشت.
٥٣- امير المؤمنين ٧ فرمود: چون هنگام وفات رسول خدا فرا رسيد مرا خواست و چون بخدمتش رسيدم بمن فرمود: يا على تو جانشين منى و نماينده منى بر خاندانم و امتم در زندگى من و پس از مرگ من دوست تو دوست من است و دوست من دوست خدا است و دشمن تو دشمن من است و دشمن من دشمن خدا است يا على كسى كه پس از مرگ من ولايت تو را انكار كند مانند كسى است كه در زنده بودن من پيغمبرى مرا انكار نمايد زيرا تو از من هستى و من از تو سپس مرا بخودش نزديك كرد و هزار باب از دانش را با من براز گفت كه هر بابى هزار باب ميگشود.
(خداى عز و جل هزار هزار عالم و هزار هزار آدم آفريده است)
٥٤- جابر بن يزيد گويد: از امام باقر ٧ پرسيدم معناى اينكه خداى عز و جل ميفرمايد: آيا بآفرينش نخستين ما عاجز شديم بلكه آنان از آفرينش تازهاى در اشتباهند (سوره ق آيه ١٥) چيست؟
فرمود اى جابر تأويل اين آيه چنين است كه خداى عز و جل چون اين آفريدگان و اين جهان را فانى نمود و بهشتيان را در بهشت و دوزخيان را در دوزخ جاى داد.