ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٧٧٦ - (امير المؤمنين
رشد و تكامل برساند و احسان خود را روزى او فرمايد و چون برادرت از مكه باز آمد ميان دو چشمش را ببوس و دهنش را ببوس كه با آن حجر الاسودى را بوسيده كه پيغمبر آن را بوسيده است و چشمش را ببوس كه با آن چشم بخانه خداى عز و جل نگريسته و پيشانى و صورتش را ببوس و در مبارك بادش بگوئيد خداوند اعمال حج تو را بپذيرد و كوششت را مورد مرحمت فرمايد و خرجى را كه كردهاى عوض دهد و اين سفر را آخرين سفر مكهات قرار ندهد.
از افراد پست دورى كنيد كه پست آن كسى است كه از خداى عز و جل نميترسد كشندگان پيمبران در ميان آنان است و دشمنان ما در ميان آنان براستى كه خداى تبارك و تعالى بر زمين نظرى افكند و ما را برگزيد و براى ما شيعهاى برگزيد كه ما را يارى كنند و بشادى ما شاد باشند و بخاطر اندوه ما اندوهگين گردند و مال و جانشان را در راه ما از دست بدهند آنان از ما هستند و بسوى ما آيند از شيعيان بندهاى نيست كه گناهى را مرتكب شود پس از آن بميرد تا آنكه ببلائى دچار آيد كه گناهان او را پاك كند اين بلا يا در مال و يا در اولاد و يا در جانش باشد تا آنكه خدا را در حالى ملاقات كند كه گناهى نداشته باشد و چنانچه باقيماندهاى از گناهان داشته باشد بهنگام مرگش بر او سخت گيرند (و بدشوارى بميرد).
شيعه ما كه بميرد صديق و شهيد است زيرا امر ولايت ما را تصديق نموده و براى خداى عز و جل در راه ما دوستى نموده و در راه ما دشمنى كرده است و مقصودش از اين كار فقط رضاى خداى عز و جل بوده است و بخدا و رسولش ايمان آورده است.
خداى عز و جل ميفرمايد كسانى كه بخدا و رسولش ايمان آوردهاند هم آنان در نزد پروردگارشان صديقان و شهيدانند بمزدشان و نورشان خواهند رسيد (الحديد: ١٩) بنى اسرائيل هفتاد و دو فرقه شدند و بزودى اين امت هفتاد و سه فرقه خواهند شد كه يك فرقه در بهشت است.