ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٦٨٧ - (هفتاد منقبت امير المؤمنين
چهارم اينكه من نخستين كسى هستم كه ايمان آوردم و اسلام قبول كردم.
پنجم اينكه رسول خدا به من فرمود يا على تو از من بجاى هارون هستى از موسى جز اينكه پس از من پيغمبرى نيست.
ششم اينكه من آخرين كسى بودم كه از رسول خدا جدا شدم و او را در ميان قبر سرازير كردم.
هفتم اينكه رسول خدا مرا در بستر خود خوابانيد هنگامى كه بغار تشريف برد و رو انداز خود را به من پيچيد كه چون مشركان آمدند مرا محمد پنداشتند پس مرا از خواب بيدار كردند و بيكديگر گفتند اگر گريخته بود اين (على) هم با او فرار مىكرد.
و اما هشتم اينكه رسول خدا مرا هزار باب از دانش بياموخت كه از هر بابى هزار باب گشوده مىشد و به جز من كسى را چنين چيزى نياموخت.
و اما نهم اينكه رسول خدا به من فرمود يا على چون خداى عز و جل اولين و آخرين را محشور كند منبرى كه بالاتر از منبرهاى همه پيغمبران است براى من نصب كند و منبرى ديگر كه بالاتر از منبر همه اوصيا است براى تو نصب كند و تو بالاى آن منبر روى.
و اما دهم اينكه شنيدم رسول خدا ٦ فرمود يا على در قيامت چيزى به من داده نميشود مگر آنكه مانند آن را براى تو در خواست كردهام.
يازدهم اينكه شنيدم رسول خدا ميفرمود يا على تو برادر من هستى و من برادر تو هستم و دست تو ميان دست من خواهد بود تا داخل بهشت شوى و اما دوازدهم اينكه شنيدم رسول خدا ميفرمود يا على مثل تو در ميان امت من كشتى نوح است كه