ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٦٤٩ - (در باره كسى كه چهل سال و بيشتر از عمرش بگذرد)
خدايش از سه بيمارى امانش دهد ديوانگى و خوره و پيسى و چون به پنجاه رسيد خداوند حسابش را سبك گيرد و چون بشصت رسيد خداوند بازگشت بسوى خدا را روزيش فرمايد چون بر هفتاد رسيد اهل آسمان او را دوست ميدارند و چون به هشتاد رسيد خداوند دستور ميدهد تا كارهاى نيكش را ثبت كنند و كارهاى بدش را از قلم بيندازند و چون به نود رسيد خداوند گناهان پيشين و پسين او را بيامرزد و نامش در شمار اسيران خدا در زمين نوشته شود و در روايت ديگر است كه چون بصد برسد به پست ترين مراحل سن رسيده است و روايت شده است كه پست ترين مراحل عمر اين است كه عقلش همچو عقل كودك هفت ساله باشد.
٢٦- امام صادق ٧ فرمود پيرمردى را روز قيامت بياورند و نامه عملش را بدستش دهند بطورى كه پشت نامه بسوى مردم باشد (چون بنامه بنگرد) جز بدى و گناه ننگرد و چون ببيند كه (اين رشته سر دراز دارد) عرض كند پروردگارا آيا دستور بآتششدنم را خواهى داد؟ خداوند جبار جل جلاله فرمايد: اى پير، من شرم دارم كه تو را عذاب كنم با اينكه تو در دنيا براى من همواره نماز مىخواندى بنده مرا به بهشت به بريد (شرح:) در نسخه مصححة
ظاهرة مما يلي الناس
است و چون علاوه بر اختلاف از جهت تذكير و تأنيث در اسم و فعل معناى صحيح و لطيفى نداشت بنظر رسيد كه ظاهره (با ضمير غايب) صحيحتر باشد لذا بهمين نحو ترجمه گرديد.
٢٧- رسول خدا ٦ فرمود: از افراد مسن كسى نيست كه چهل سال سن داشته باشد مگر اينكه خداوند سه گونه بلاء را از او باز گرداند: ديوانگى و خوره و پيسى و چون به پنجاه رسد خداوند