ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٦٢٦ - (خصلتهائى كه ابو ذر آنها را از رسول خدا پرسيد)
مبادا بسيار بخندى كه دل را ميميراند و روشنى رخسارت را ميبرد عرض كردم يا رسول اللَّه بيشتر بفرمائيد فرمود: بزير دست خود نگاه كن و ببالا دست خود نگاه مكن كه بهترين وسيله است از براى اينكه نعمت خدا را خوار نبينى عرض كردم يا رسول اللَّه بيشتر بفرما فرمود: با خويشان خود پيوند كن گرچه آنان از تو ببرند عرض كردم بيشتر بفرما فرمود: تهى دستان و همنشينى با آنان را دوست بدار عرض كردم بيشتر بفرمائيد فرمود حق بگو گرچه تلخ باشد عرض كردم بيشتر بفرمائيد فرمود در راه خدا از سرزنش ملامت گو مترس عرض كردم بيشتر بفرمائيد فرمود: آنچه از خود ميدانى بايستى تو را از عيبجوئى مردم باز دارد و بآنچه از خودت مانند آن سر ميزند بديگران خشم مكن سپس فرمود: همين عيب براى مرد بس كه سه خصلت در او باشد آنچه را كه در خود او است و نميداند در ديگران متوجه شود و آنچه را كه خود دارد براى ديگران شرم آور بداند و بيهوده همنشين خود را بيازارد سپس فرمود هيچ عقلى هم چون تدبير نيست و هيچ پرهيزكارى بمانند خويشتن دارى نيست و هيچ آبروئى هم چون خوش اخلاقى نيست.