ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٥٧١ - (به دوازده نفر نبايد سلام كرد)
با آنها شناخته مىشوند: راستگوئى و امانت را پس دادن و پيمان را به پايان رساندن و كمتر فخر كردن و كمتر بخلورزيدن و با خويشان پيوند نگسستن و بر ناتوان دلسوزى نمودن و از زنان كمتر فرمان بردن و در كار نيك دست باز بودن و خوش خلقى و بسيار حلمورزيدن و از دانستن آنچه بخداى عز و جل نزديك ميكند پيروى كردن طوبى از آن آنها است و سرانجام كارشان به نيكى است و طوبى درختى است در بهشت كه ريشهاش در خانه رسول خدا است و هيچ مؤمنى نيست مگر اينكه يك شاخه از شاخهاى آن در خانه او است هر چه از دلش بگذراند آن شاخه همان بر را باو ميدهد.
و چنانچه سوارى تندرو دو سال در سايه آن راه پيمايد از سايهاش بدر نخواهد رفت و چنانچه كلاغى از پايه او پرواز كند بر فراز آن نخواهد رسيد تا آنكه از پيرى سخت سفيد گردد هان كه بر چنين چيزى رغبت كنيد براستى كه مؤمن به خويشتن مشغول است و مردم از او در آسايشاند و چون تاريكى شب او را فرا گيرد روى خود بر زمين نهد و با عزيزترين اعضاى بدنش خداى تعالى ذكره را سجده كند و با آن كسى كه او را آفريده مناجات نمايد، تا مگر او را از آتش آزاد فرمايد هان كه اين چنين باشيد.
(به دوازده نفر نبايد سلام كرد)
٥٧- امام باقر ٧ فرمود: سلام نكنيد بر يهودى و نه بر نصرانى و نه بر آتش پرست و نه بر بت پرستان و نه بر سر سفره شراب نشينان و نه بر شطرنج باز و نردباز و نه بر كسى كه با او عمل لواط