ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٥٦٤ - (جانشينان و امام پس از پيغمبر دوازده نفر بودند)
او را گفت تو را بخدا تو اين مطلب را از امام صادق شنيدى؟ يك بار و ياد و بار او را سوگند داد و او نيز سوگند ياد كرد كه از امام صادق شنيده است پس ابو بصير گفت: ولى من اين مطلب را از امام باقر شنيدهام.
٤٦- تميم بن بهلول گويد: از عبد الله بن ابى الهذيل پرسيدم كه امامت در چه كسى ثابت است؟ و نشانه كسى كه امامت براى او واجب است چيست؟ گفت كسى كه دليل و راهنما بر اين راه است و براى مؤمنين حجت است و بكارهاى مسلمانان قيام كرد و گفتارش از قرآن بود و دانا باحكام الهى بود همان برادر پيغمبر خدا و جانشين او بر امتش و وصيش بر آنان و ولى او بود همان كسى كه از پيغمبر بجاى هرون از موسى بود و فرمان براى او بر همه لازم بود بنا بگفته خداى عز و جل: اى آنان كه ايمان آوردهايد خدا را فرمان بريد و رسول را و زمامداران خود را فرمان بريد و زمامدار را چنين توصيف فرموده: ولى شما فقط خدا است و پيغمبرش و آنان كه ايمان آوردهاند آنان كه نماز را برپا ميدارند و زكاة ميدهند در حالى كه ركوع ميكنند يعنى همان كسى كه در روز غدير خم مردم بولايت او دعوت شدند و امامت از براى او ثابت گرديد بگفته رسول از خداى عز و جل كه فرموده آيا من بشما سزاوارتر از خودتان نيستم؟ گفتند: چرا: فرمود بهر كه مولا منم على است مولاى او بار الها دوست بدار آن را كه على را دوست بدارد و دشمن بدار آن را كه او را دشمن بدارد و يارى فرما آن را كه على را يارى كند و رها كن كسى را كه على را رها كند و كمك فرما كسى را كه على را كمك كند او على بن ابى طالب است كه امير مؤمنان است و پيشرو دست و رو سفيدان و برترين جانشينان و پس از پيغمبر بهترين همه