ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٥٣٤ - (باب يكم تا دوازدهم)
كه اگر بسؤالاتشان پاسخ دهم به پيغمبر ايمان بياورند.
پس على ٧ بآنان فرمود: بجز آنچه از عمر پرسيدهايد سؤال ديگرى هم داريد؟ عرضكردند نه اى پدر شير و شبير.
پس على ٧ بآنان فرمود: اما قفل آسمانها پس شريك براى خداوند قرار دادن است و كليدهايش گفتن
لا اله الا اللَّه
و اما قبرى كه با صاحبش گردش ميكرد ماهىاى بود كه يونس را در شكم خود در هفت دريا گردش داد.
و اما آنكه بقوم خود اعلام خطر كرد و نه از جن بود و نه از بشر همان مورچه سليمان بن داود بود و اما آنجائى كه آفتاب يك بار بآن تابيد همان دريائى بود كه خداى عز و جل موسى را از آن نجات بخشيد و فرعون و يارانش را در آن غرق كرد.
و اما پنج جاندارى كه در رحمها آفريده نشدهاند آدم است و حوا و عصاى موسى و شتر صالح پيغمبر و گوسفند حضرت ابراهيم.
و اما يكتا خداى يكتاى بىانباز است و اما دو تا آدم و حوا است و اما سه تا جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل است و اما چهار تا تورية و انجيل و زبور و قرآن است و اما پنج تا پنج نماز شبانه روزى است كه بر پيغمبر واجب شده است و اما شش تا فرموده خداى عز و جل است كه ما آسمانها و زمين و آنچه را كه در ميان آنها است در شش روز آفريديم و اما هفت تا فرموده خداى عز و جل است كه ما بالاى سر شما هفت آسمان استوار