ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٥٣١ - (نامهاى يازده ستارهاى كه يوسف آنها را در خواب ديد كه با خورشيد و ماه باو سجده ميكنند)
(بابهاى يازدهگانه)
(نامهاى يازده ستارهاى كه يوسف آنها را در خواب ديد كه با خورشيد و ماه باو سجده ميكنند)
١- جابر بن عبد اللَّه انصارى در معنى آيه مباركة كه خداى عز و جل از زبان يوسف بيان ميفرمايد:
كه من يازده ستاره را با خورشيد و ماه ديدم كه بمن سجده ميكنند گويد: نام آن ستارهگان: طارق بود و جريان و ذيال و ذو الكنفان و ذو القرع و قابس و وثاب و عمودان و فيلق و مصبح و ضروح (و ضياء و نور) يعنى خورشيد و ماه و همه اين ستارهگان را ديد كه اطراف آسمان را فرا گرفتهاند.
٢- جابر بن عبد اللَّه گويد: مردى از يهود كه او را بستان يهودى ميگفتند خدمت پيغمبر آمد و عرض كرد: اى محمد بگو بدانم ستارگانى كه يوسف آنها را ديد كه سجده ميكنند نامشان چيست آن روز رسول خدا هيچ پاسخى باو نداد و بعد جبرئيل فرود آمد و پيغمبر را از نامهاى ستارگان آگاه كرد.
جابر گويد پيغمبر خدا پيام فرستاد و بستان آمد و فرمود اگر من نامهاى ستارگان را براى تو بگويم اسلام را خواهى پذيرفت؟ عرض كرد: آرى پيغمبر باو فرمود: جريان است و طارق و ذيال و ذو الكنفان