ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٥٢٨ - (آنچه بر هر مسلمانى لازم است كه همه روزه پيش از سرزدن آفتاب ده بار بخواند و پيش از غروب هم ده بار)
گرگ و شيرشان ميكشت ميخوردند و خداوند حرامش كرد و معناى (ما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ) اينكه مجوس براى آتشكدهها قربانى ميكردند و قريش هم كه درخت و سنگ مىپرستيدند براى آن دو قربانى ميكردند و معناى (وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلامِ) اين است كه شترى را مىكشتند و آن را ده بخش مىكردند سپس گرد هم آمده و تيرها را بيرون آورده و هر يك از تيرها را بيكى ميدادند عدد تيرها ده بود كه هفت عدد از آنها سهم بربود و سه عدد بىسهم تيرهائى كه سهمبر بودند بنام فذ و توأم و مسبل و نافس و حلس و رقيب و معلى بودند كه فذ يك سهم داشت و توأم دو سهم و مسبل سه سهم و نافس چهار سهم و حلس پنج سهم و رقيب شش سهم و معلى هفت سهم و تيرهائى كه سهم بر نبود بنام سفيح و منيح و وغد بودند و بهاى شتر بعهده كسى بود كه از تيرهاى سهم بر بنام او در نيامده باشد و اين نحو تقسيم قمارى بود كه خداى عز و جل آن را حرام فرمود.
(شرح:)
بنا بر اين روايت ده جزء كردن شتر چنانچه در اول روايت است وجهى ندارد بلكه مىبايست به بيست و هشت جزء قسمت شود.
(آنچه بر هر مسلمانى لازم است كه همه روزه پيش از سرزدن آفتاب ده بار بخواند و پيش از غروب هم ده بار)
٥٨- اسماعيل بن فضل گويد: از امام صادق ٧ پرسيدم از معناى آيه مباركة كه خداى عز