ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٥٠٠ - (على را از رسول خدا ده خصلت نصيب بود)
يكى از آنها آنچه آفتاب بر آن ميتابد از آن من مىبود.
١ و ٢- مرا فرمود كه تو در دنيا و آخرت برادر منى.
٣- در روز قيامت از همه مردم بمن نزديكترى.
٤ و ٥- تو وزير و وصى منى.
٦- نسبت بخاندان و دارائى من جانشين منى.
٧ و- در دنيا و آخرت پرچم من بدست تو است.
٩- دوست تو دوست من و دوست من دوست خدا است.
١٠- دشمن تو دشمن من و دشمن من دشمن خدا است.
٧- على ٧ فرمود: مرا از رسول خدا ده چيز است كه بهيچ كس پيش از من و نه بعد از من آنها داده نشده است.
بمن فرموده: يا على برادر من در دنيا و آخرت توئى و تو در روز قيامت از همه بمن نزديكترى خانه من و تو در بهشت مانند خانه دو برادر روبروى هم است توئى وصى توئى ولى توئى وزير دشمن تو دشمن من و دشمن من دشمن خدا است دوست تو دوست من و دوست من دوست خدا است[١].
٨- على ٧ فرمود: مرا از رسول خدا ده خصلت نصيب است كه اگر آنچه آفتاب بر او طلوع
[١] خصال مذكور در روايت نه خصلت است و ظاهرا يك خصلت ساقط شده است.