ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٤٧٧ - (گناهان بزرگ هشت است)
خداوند را ملاقات نكردهايم؟ فرمود؛ آنچنان نيست كه تو خيال كردى مقصود اين است كه خداوند را ملاقات نكند با گناهى كه خدا وعده آتش بآن گناه داده و در حالى كه اين شخص از آن گناه كه مرتكب شده است توبه نكرده باشد.
(گناهان بزرگ هشت است)
١٥- محمد بن مسلم گويد: بامام صادق ٧ عرضكردم: قربانت شوم چرا در باره مخالفين خود گواهى ميدهيم كه آنان كافرند و اهل آتش ولى در باره خود و هم كيشان خود گواهى نميدهيم كه اهل بهشتيم؟ فرمود: از ضعف ايمان شما است اگر شما هيچ يك از گناهان كبيره را مرتكب نشده باشيد گواهى بدهيد كه اهل بهشتيد عرضكردم قربانت شوم گناهان بزرگ كدامند؟ فرمود از همه آنها بزرگتر شرك است و ناراضى كردن پدر و مادر، و پس از هجرت بمدينة عرب بيابانى شدن و بزن پاكدامن نسبت زنا دادن و از جبهه جنگ فرار كردن و مال يتيم را بستم خوردن و دانسته ربا خوردن و مؤمن را كشتن بحضرت عرضكردم زنا و دزدى چطور؟ فرمود: از اين گروه گناهان نيستند.
(مصنف) اين كتاب گويد: اخبارى كه گناهان كبيره را شمرده گرچه در بعضى پنج گناه و در بعضى هفت و در پارهاى هشت و در پارهاى بيشتر گفته شده است ولى در حقيقت اختلافى با هم ندارند زيرا پس از شرك بخدا هر گناهى را كه معصيت كبيرة گفته شده است نسبت بگناهى است كه از آن كوچكتر است و بنا بر اين معصيت صغيرة نيز نسبت بكوچكتر از خود كبيره است و هر معصيت كبيره نسبت بشرك صغيرة است.