ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٣٨١ - (به پيغمبر در باره على هفت خصلت داده شد)
٤- امير المؤمنين ٧ بقصابها گذر كرد و فروش هفت چيز از گوسفند را بر آنان غدقن فرمود غدقنشان فرمود كه خون و غدهها و گوشههاى دل و سپرز و مغز حرام و خايه و آلت تناسلى گوسفند را نفروشند.
مردى از قصابها عرض كرد يا امير المؤمنين جگر سياه و سپرز كه فرقى با هم ندارند.
فرمود: دروغ ميگوئى اى دروغگو دو كاسه آب بياور تا فرق اين دو را بتو بنمايانم. آن مرد يك جگر سياه و يك سپرز و دو جام از آب آورد حضرت فرمود هر يك از اينها را جداگانه در كاسه آب بمال آن مرد جگر سياه و سپرز را طبق دستور آن حضرت مالش داد جگر در هم فشرده شد و چيزى از آن بيرون نيامد ولى سپرز در هم فشرده نشد و هر چه در آن بود بيرون آمد و همه خون بود و از سپرز فقط پوست و رگش بجا ماند حضرت فرمود تفاوت ميان اين دو همين است كه اين گوشت است و آن ديگرى خون.
(به پيغمبر در باره على هفت خصلت داده شد)
٥- رسول خدا ٦ در ضمن وصيتش بعلى ٧ فرمود: اى على خداى تبارك و تعالى بمن در باره تو هفت خصلت عطا فرموده است تو نخستين كسى هستى كه قبرش شكافته مىشود و همزمان با من سر از گور بر آورى و تو نخستين كسى هستى كه بهمراه من سر پل صراط بايستى و پس از آنكه من جامه بهشتى بپوشم تو نخستين كس باشى كه جامه بر تن كنى و پس از زنده شدن من نخستين فردى باشى كه