فلسفه اخلاق - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٥٩ - الف) لذت شخصى
نيستند. گفتنى است اصل حب ذات و ميل به لذت بهعنوان يك ميل طبيعى كه از قلمرواختيار انسان خارج است، پذيرفتنى است؛ اما اين ميل چون اختيارى نيست، خارج از قلمرو اخلاق است. البته باتوجه به اينكه هدف اخلاق نبايد با اميال اصيل انسانى در تنافى باشد، در تعيين ارزش اخلاقى اعمال نمىتوان از اين گرايش طبيعى صرفنظر نمود.
نقد و بررسى
١. از يك نظر مىتوان لذتها و اميال پيوسته با آنها را در سه دسته كلى جاى داد:
دسته اوّل، اميال جسمانى و حسىاى كه با لذتهاى حسى در ارتباطاند. هرچند تمام لذتها نوعى ادراكاند كه به وسيله نفس درك مىشوند؛ لذتهاى حسى با بخشهاى خاصى از بدن ما مرتبطاند و از ارتباط اندامهاى حسى با موضوع جسمانى حاصل مىشوند؛ مانند لذتى كه از خوردن يا بوييدن بهدست مىآيد.
دسته ديگرى از لذتها نيز از نوع اول بادوامترند و مىتوان آنها را لذتهاى نيمه انتزاعى ناميد. لذتهايى كه شخص از بهدست آوردن پول، شغل، مقام و موقعيت اجتماعى كسب مىكند، از اين دستهاند. انسان ممكن است براى رسيدن به آنها از لذتهاى حسى خود نيز چشمپوشى نمايد.
دسته سوّم لذتهاى كاملًا انتزاعىاند؛ مانند لذتى كه شخص از اطمينان نفس و آرامش روح مىبرد. هنگامى كه محققى به كشف جديدى دست مىيابد، سرشار از چنان بهجت و سرورى مىشود كه از پول، ثروت و مقام چنين شادمانىاى برنمىخيزد. پس لذت انواع مختلفى دارد و بايد براساس معيارى، غير از خود لذت، به تحليل و تطبيق آنها بر مصاديق واقعى- كه با سعادت حقيقى انسان همراه است- پرداخت. زيرا انواع مختلف لذت، ارزش اخلاقى يكسانى ندارند و براى تعيين ميزان ارزش هريك بايد معيار ديگرى داشته باشيم و فقط لذتبودن آنها تعيين كننده ارزش آنها نيست. از اين رو كسى كه لذتهاى روحانى را با