فلسفه اخلاق - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٣١ - قلمرو مسئوليت اخلاقى
بررسى كنيد
از نظر كانت انسان وظيفه دارد به حكم عقل در هر شرايطى راست بگويد. زيرا اگر دروغ در شرايط خاص، قانونى عام شود، به هيچ سخنى نمىتوان اعتماد كرد.[١] حال فرض كنيد كسى در خانه شما را زده است. وقتى در را مىگشاييد، شخصى را مىبينيد كه با اسلحه قصد كشتن بىگناهى را كرده كه در خانه شما پناه گرفته است. اگر قاعدهاى كه كانت ارائه نموده درست باشد، شما در برابر سوال شخصى كه اسلحه بهدست دارد، بايد راست بگوييد و محل مخفى شدن آن فرد بىگناه را فاش كنيد و اگر اين كار شما به كشتن آن فرد بىگناه انجامد، شما هيچگونه مسئوليت اخلاقىنخواهيد داشت. چون به وظيفه خود عمل كردهايد!
آيا از نظر شما صاحب خانه در چنين شرايطى بايد راست بگويد؟ اگر راست گفتن او به كشتن آن فرد بىگناه بينجامد، او از نظر اخلاقى مسئول خواهد بود؟ آيا قلمرو مسئوليت اخلاقى با چنين ايدهاى بسيار محدود نخواهد شد؟
بعضى از انديشمندان مسلمان با الهام از معارف قرآن، متعلق مسئوليت اخلاقى انسان را در درجه نخست خداوند متعال معرفى كردهاند كه هستىانسان و همه موجودات بهدست اوست. خداى متعال كه مالك اصلى همه مخلوقات است، حق دارد از آنها در باره وظايفشان، سؤال و بازخواست كند. ساير متعلقات مسئوليت نيز در حقيقت ريشه در «وظيفه انسان در قبال خداوند دارد؛ مثلًا در مورد مسئوليت اخلاقى انسان در اطاعت از پيامبران و اولياى خدا، از آن نظر كه آنها پيام آوران الهى هستند و خداوند از مردم خواسته است كه از آنان اطاعت كنند، آنان حق دارند كه از نحوه اطاعت خويش از مردم بازخواست نمايند. با اين نگرش مسئوليت انسان در برابر خويش، انسانهاى ديگر و ساير موجودات، در سايه مسئوليت انسان در برابر خداوند متعال توجيه، و به صورت زير ترسيم مىشود:[٢]
[١] - بنگريد به: همان، ص ١٠٣
[٢] - بنگريد به: محمد تقى مصباح يزدى، دروس فلسفه اخلاق، ص ١٨٣- ١٧٧