فلسفه اخلاق - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٦٨ - ١ - ٤ اخلاق و خداشناسى
را كشف كند. زيرا وقتى مىتواند چنين مواردى را تشخيص دهد كه بر همه روابط كارهاى اختيارى انسان با غايات و نتايج نهايى آنها و تأثيرات دنيوى و اخروىشان احاطه كامل داشته باشد و چنين احاطهاى براى عقل عادى بشر ممكن نيست. پس براى اينكه مصاديق خاص دستورهاى اخلاقى را بهدست آوريم، باز هم به دين نيازمنديم. اين وحى است كه دستورهاى اخلاقى را در هر مورد خاصى و با حدود خاص و شرايط و لوازمش تبيين مىكند و عقل به تنهايى از عهده چنين كارى بر نمىآيد.
٤. نيازمندىهاى دين به اخلاق[١]
١- ٤. اخلاق و خداشناسى
برخى از فيلسوفان مغرب زمين، به پيروى امانوئل كانت، كوشيدهاند با استمداد از براهين اخلاقى به اثبات وجود خداوند بپردازند.[٢] امانوئل كانت، همه براهين عقل نظرى را از اثبات وجود خدا عقيم مىدانست و بر اين باور بود كه لازمه عقل عملى و قوانين اخلاقى، اذعان به وجود خدا و برخى ديگر از آموزههاى دينى، نظير خلود و جاودانگى نفس است.[٣] برخىديگر از مدافعان اين برهان، خواستهاند از طريق ثبات و اطلاق امر و نهى اخلاقى، وجود آمر و ناهى ثابت، ازلى و مطلق (خداوند) را ثابت كنند؛ به اين طريق كه امر و نهى اخلاقى، مقتضى وجود آمر و ناهى است و اين آمر و ناهى، خودِ شخص يا ديگر اشخاص انسانى نمىتوانند باشند، بلكه بايد مرجعى ماورايى و فوق انسانى، به نام «خدا» وجود داشته باشد كه منشأ اوامر و نواهى اخلاقى است.[٤]
[١] - در اين بخش و همچنين بخش بعدى از كتاب فلسفه اخلاق استاد مصباح يزدى، با تحقيق و نگارش احمدحسين شريفى فراوان بهره بردهام
[٢] - بنگريد به: خدا در فلسفه، ترجمه بهاءالدين خرمشاهى، ص ١١٠- ٩٧
[٣] - براى آشنايى بيشتر با برهان اخلاقى كانت، بنگريد به: خدا در فلسفه، ص ١٠٤- ١٠٣
[٤] - بنگريد به: خدا در فلسفه، ص ٩٨