فلسفه اخلاق - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٤٥ - ديدگاههاى مختلف در باره مفاهيم اخلاقى
مىتوان به گزاره صداقت خوب است، ارجاع داد، در بررسى مفهوم «بايد»، به همان تحليل گذشته اكتفا كرده، سخن ديگرى در اينباره نمىگوييم. راه دوم نيز اين است كه بهطور مستقل اين مفهوم را تحليل كرده، واقعيت داشتن آن را نشان دهيم. در اينجا براى واضحتر شدن مسئله، راه دوم را برمىگزينيم و مفاهيم الزامى را به تحليل مىگذاريم.
مفاهيم الزامى، همانند مفاهيم ارزشى، معقول ثانى فلسفىاند؛ يعنى، با تحليل ذهن از حقايق عينى انتزاع مىشوند و بهدست مىآيند. توضيح اينكه وقتى كسى به شما مىگويد «براى اينكه يك ورزشكار موفق باشيد، بايد تمرينات منظم و مسابقات تداركاتى مناسبى انجام دهيد»، اين «بايد» چه معنايى را به شما مىفهماند؟ بدون شك، محتواى اين حكم اين است: براى ورزشكار موفقبودن، انجام تمرينات و مسابقات مناسب ضرورت دارد؛ يعنى، بدون اين تمرينات و مسابقات، ورزشكار موفق شدن، خيالى بيش نيست. يا اگر پدر و مادر و يا مشاور تحصيلىشما بگويد: براى آنكه در آينده دانشمند گرانقدرى شويد، لازم است از هم اكنون مراتب تحصيلى و علمى را با تلاش طى كنيد، از عبارت «لازم است» چه مىفهميد؟
بى ترديد، معناى اين جمله آن است كه براى دانشمندى گرانقدر شدن، تلاش پىگير ضرورت دارد. مفاهيم اخلاقى الزامى نيز همينگونهاند؛ يعنى اين مفاهيم نيز نشانگر همين ضرورتاند.
وقتى گفته مىشود «بايد عدالت اجتماعى سرلوحه فعاليت همه اركان حكومت باشد» يا «بايد به سالمندان احترام گزارد» يا «بايد به پدر و مادر نيكى نمود و آنها را مورد تكريم و احترام قرار داد»، همه اين گزارهها به اين حقيقت اشاره دارند: براى تحصيل هدف اخلاق، رعايت اين امور ضرورت دارد و بدون رعايت اين امور، تحصيل هدف اخلاقى ناممكن است. در طرف مقابل، وقتى گفته مىشود «نبايد دزدى كرد»، «نبايد بى عفتى نمود»، «نبايد در رفتار با دوستان بىصداقتى كرد»، يعنى نبودن اين امور، براى تحصيل هدف اخلاق ضرورت دارد.
در تحليل اين مفاهيم نيز- همانند تحليل مفاهيم ارزشى- تذكر نكاتى لازم است:
١. مفاهيم الزامى نيز مثل مفاهيم ارزشى، در زمره معقولات ثانى فلسفى قرار مىگيرند؛