فلسفه اخلاق - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٤٠ - ٤ خشنودى از گناه
در روايت ديگرى آمده است كه اصرار گناهكار بر گناه خويش، نزد خداوند بالاترين گناه است.[١]
٢. كوچك پنداشتن عمل ناپسند
از اميرمؤمنان على ٧ روايت شده است: «بدترين گناهان، گناهى است كه گناهكار، آن را سبك شمارد.»[٢]
٣. آشكارا بدى كردن (گناه علنى)
از لقمان حكيم پرسيدند: بدترين مردم كيست؟ پاسخ داد: كسى كه باك ندارد كه مردم او را در حال بدى (انجام دادن گناه) ببينند.[٣]
٤. خشنودى از گناه
اميرمؤمنان على ٧ مىفرمايد:
تو كه اعمال رسوا كننده مرتكب شدهاى، خنده دنداننما مكن، و كسى كه گناهانى كرده، از بلاى شبگير و پيشامد ناگهانى ايمن نباشد.[٤]
در حديث ديگر مىفرمايد: شادمان بودن به گناهان، زشتتر از انجام آنها است.[٥]
[١] - الامام على ٧:« اعظم الذنوب عند اللَّه ذنب أصرّ عليه عامله»( محمد محمدى رىشهرى، ميزان الحكمة، باب ١٣٧٦، ص ٩٤٤، حديث ٦٦١٨.)
[٢] -« اشدّ الذنوب مااستخفّ به صاحبه».( نهجالبلاغه، حكمت ٤٧٧ و ٣٤٨.)
[٣] -« ... قيل للعبدِ الصالح لقمان ... أىُّ الناسِ أشَرُّ قال الّذى لايبالى أنْ يَراهُ الناسُ مسيئاً».( بحار الانوار، ج ١٣، ص ٤٢١، ح ١٦.)
[٤] - قال أميرُالمؤمنين ٧ يقول:« لاتُبْدِيَنَّ عَنْ واضحةٍ وقدعَمِلْتَ الاعمالَ الفاضحةَ ولايَأْمَنِ البياتَ مَنْ عَمِلَ السيئاتِ».( الكافى، ج ٢، ص ٢٦٩، ح ٥.)
[٥] -« التبجّح بالمعاصى اقبح من ركوبها».( غرر الحكم، ح ١٠٧٦٢، ١٠٧٠٥ و ٨٨٢٣.)