فلسفه اخلاق - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٤٣ - ٦ مسئوليت پذيرى
است.[١] انگيزه، عاملىاست كه انسان را به انجام عمل ترغيب مىكند. انگيزه اخلاقى نيز مىتواند انسان را براى انجام فعل اخلاقى، به حركت در آورد.
عدهاى معتقدند كه انسان تنها در صورت آگاهى از وجود حقيقت اخلاقى، براى انجام فعل اخلاقى ترغيب شده، انگيزه رفتار اخلاقى در او پديد مىآيد. اما عدهاى ديگر، آگاهى از حقيقت اخلاقى را براى انجام دادن فعل اخلاقى كافى نمىدانند و معتقدند كه ايجاد انگيزه براى انجام عمل اخلاقىدر انسان، علاوه بر علم و آگاهى، به محرك ديگرى نيز نيازمند است.[٢]
از نظر بعضى از انديشمندان مسلمان،[٣] شناخت و آگاهى به تنهايى انسان را به حركت و انجام كار نمىرساند. زيرا چه بسا انسان چيزى را مىداند، ولىبه لوازم آن ملتزم نمىشود، يا به سبب عادت، شناخت يقينى خويش را رها نموده، راه خطا برمىگزيند. عنصر شناخت و آگاهى در انسان، فقط راه را نشان مىدهد و تا وقتى عنصر ميل و اراده در انسان ايجاد نگردد، فعل اختيارى از انسان مشاهده نمىشود.
براى مطالعه بيشتر
رابطه ميل و اراده از جمله مباحثى است كه در مورد آن ديدگاههاى مختلفى مطرح است.
برخى اراده را ميل شديد دانسته و برخى ديگر شوق موكّد، اما در هر صورت در انسان و موجودات مشابه، ارادهاى تحقق نخواهد يافت، مگر آنكه ميل تحقق يافته باشد. براى اميال و كششهاى درونى انسان نيز تقسيمهاى مختلفى ارائه شده است كه به نظر مىرسد تقسيم اميال انسانى به مادى و معنوى جامعترين آنها باشد.[٤]
[١] - بنگريد به: سيداكبر حسينى قلعه بهمن، واقعگرايى اخلاقى در نيمه دوم قرن بيستم، ص ٣٩، ٨٧، ١١٥، ١٢٠، ١٣٨ و ١٦٠
[٢] - همان
[٣] - بنگريد به: محمدتقى مصباح يزدى، معارف قرآن، ص ٤٢٤؛ خودشناسىبراى خود سازى، ص ٨٤- ٨٣
[٤] - بنگريد به: محمود رجبى، انسانشناسى، ص ١٧٠