فلسفه اخلاق - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٥٩ - نقد و بررسى
بررسى ادله نظريه امر الهى
يك. «مالك مطلق» بودن خداوند
يكى از مهمترين ادلهاى كه اشاعره براى اثبات حسن و قبح شرعى ذكر كردهاند اين است كه خداوند مالك و قادر مطلق است و آن كسى است كه هر كارى بخواهد، مىتواند انجام دهد و قدرت او هيچ حد و قيدى را بر نمىتابد. قادر مطلق به هيچ قيدى، حتى قيود اخلاقى مقيد نمىشود. بنابراين، خداوند هر كارى انجام دهد خوب است. زيرا در ملك و مملكت خود كرده است.[١]
|
خانه خود را همى سوزى بسوز |
كيست آن كس كت بگويد لايجوز |
|
به تعبير ديگر، كار قبيح اين است كه كسى به حق ديگران تجاوز كند؛ اما در جايى كه همه هستى از آن خداوند است و او مالك، ملك و ملكوت است، ديگران از خود چيزى ندارند تا امكان ضايع شدن حقى از آنان و در نتيجه تحقق ظلم و قبيحى معنا پيدا كند.
نقد و بررسى
همان طور كه ملاحظه مىشود، دغدغه اشاعره براى شرعى و الهى دانستن حسن و قبح، رعايت جانب قدرت الهى است. اينان بر اين گمان بودند كه اگر خداوند، قادر و مالك مطلق است، هيچ چيزى نمىتواند قدرت او را محدود كند. به تعبير ديگر، قادر مطلق كسى است كه قدرتش به هيچ قيد و حدّى مقيّد و محدود نباشد.
اين دغدغه هرچند دغدغه مبارك و درستى بوده است، به درستى تحليل نشده است. ما
[١] - بنگريد به: ابوالحسن الاشعرى، اللمع فى الرد على اهل الزيغ و البدع؛ تصحيح حموده غرابه، ص ١١٧- ١١٥