فلسفه اخلاق - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٢٣ - دو اختيار به معناى نبود اضطرار
خليفه به مدير مطبخ دستور داد: «امروز لذيذترين غذاها را براى شريك تهيه كن.» غذاهاى رنگارنگ از مغز استخوان آميخته به نبات و عسل تهيه كردند و بر سر سفره آوردند. شريك كه تا آن وقت چنان غذايى نخورده و نديده بود، با اشتهاى كامل خورد. خوانسالار آهسته بيخ گوش خليفه گفت: «بهخدا قسم كه ديگر اين مرد روى رستگارى نخواهد ديد.»
طولى نكشيد كه ديدند شريك، هم عهده دار تعليم فرزندان خليفه شد و هم منصب «قضا» را قبول كرد و برايش از بيتالمال مقررى نيز معين شد. روزى بامتصدى پرداخت حقوق به مشاجره پرداخت. متصدى به او گفت: «تو كه گندم به ما نفروختهاى كه اين قدر سماجت مىكنى؟»
شريك گفت: «چيزى از گندم بهتر به شما فروختهام. من دين خود را فروختهام.»[١]
دو. اختيار به معناى نبود اضطرار
اضطرار در لغت به معناى ناچار شدن و درماندگى است[٢] و در اصطلاح، انسان مضطر كسى است كه در اثر شرايط خاصى، ناگزير است كارى را انجام دهد. در اضطرار، بر خلاف اكراه تهديد فرد مختار در كار نيست و منشأ اضطرار، بر خلاف اكراه، عامل بيرونى است.[٣] اضطرار نيز همانند اكراه[٤] موجب سلب مسئوليت اخلاقى است. مثال: شخصى كه در بيابان درمانده و گرسنه شده است و غير از غذايى كه به امانت نزد اوست چيزى براى خوردن ندارد، اگر براى رفع گرسنگى به مقدار نياز از آن غذا بخورد، در برابر آن مسئوليت اخلاقى نخواهد داشت.
[١] - بنگريد به: مرتضى مطهرى، داستان راستان، ج ١، ص ٩٨، به نقل از مسعودى، مروج الذهب، ج ٢، حالات مهدى عباسى
[٢] - فرهنگ فارسى عميد
[٣] - بنگريد به: محمد تقى مصباح يزدى، معارف قرآن، ص ٣٧٦
[٤] - در صورتى كه موجب سلب اختيار فلسفى شود