فلسفه اخلاق - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٨٢ - حسن فعلى و فاعلى
همچنين اگر كارخوبى با انگيزه و منش درونى رذيلانه صورت پذيرد، نمىتوان براى آن ارزش اخلاقى قائل شد. بنابراين در تعيين ارزش اخلاقى اعمال، هم حُسن فعلى و هم حُسن فاعلى بايد مورد توجه قرار گيرد. امّا آنچه با موضوع اخلاق ارتباط تنگاتنگ دارد، رفتارهاى اختيارى فاعل اخلاقى است. از اين رو برخى معتقدند توجه به حُسن فاعلى و خوببودن انگيزه و نيت فاعل اخلاقى، در ارزش اخلاقى عمل، نقش مهمترى از شكل ظاهرى عمل دارد.[١]
تاكنون روشن شد كه خوبى و بدى هر عملى را از دو جنبه مىتوان بررسى و ارزيابى كرد.
ممكن است عملى از لحاظ نوع كار، خوب باشد، اما به لحاظ نيت و انگيزه فاعل، بد باشد.
عكس اين فرض نيز تصور شدنى است.
همچنين روشن گرديد كه عملى داراى ارزش اخلاقى است و انسان را به كمال حقيقى (قرب الهى) مىرساند كه خود نيكو و فاعل نيز آن را با نيّتى پسنديده و براى جلب خشنودى خداوند انجام دهد. البته كسب خشنودى خداوند نيز داراى مراتب است. كسى كه اعمال پسنديده را براى بهدست آوردن نعمتهاى بهشت يا رهايى از عذابهاى اخروى انجام مىدهد نيز رضايت خداوند را جلب است؛ لكن در عالىترين مرتبه اخلاق، شخص اعمال اخلاقى را بدون توجه به لذتها و عذابهاى اخروى انجام مىدهد. (رتبه خاص اولياى الهى) در روايتى از حضرت اميرمؤمنان على ٧ آمده است:
گروهى خدا را به اميد [بخششهايش] پرستيدند و اين عبادت بازرگانان است، و گروهى او را از ترس [عذاب] عبادت كردند و اين پرستش بندگان است، و گروهى خدا را براى سپاسگزارى عبادت نمودند و اين عبادت آزادگان است.[٢]
[١] - امروزه اغلب فضيلتگرايان اخلاقى اين ديدگاه را پذيرفتهاند و بر نقش فاعل اخلاقى بيش از فعل اخلاقى تاكيد مىكنند. بنگريد به: ادموند يرفكافس، از مسئله محورى تا فضيلتگرايى، ترجمه سيد حميد حسنى و مهدى عليپور، ص ١٩
[٢] - نهج البلاغه، حكمت ٢٣٧