فلسفه اخلاق - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٦٧ - الف) اراده يا قانون الهى
عموم، براساس چه معيارى بايد سنجيده شود؟ آيا داشتن سلاح هستهاى در شرايطى خاص به سود عموم است يا به زيان آنها؟ اگر در يك جامعه بر سر سود عمومى اختلاف نظرى جدّى وجود داشت، چه بايد كرد؟ پيروان نظريه سودگروى هيچ معيارى ارائه نكردهاند.
٢. نظريههاى وظيفهگروانه
الف) اراده يا قانون الهى
خداوند به ابراهيم فرمان مىدهد «بايد يگانه فرزند خويش را به فرمان من قربانى كنى».
ابراهيم و اسماعيل هر دو با اعلام رضايت از اين مسئله، آماده انجام امر الهى مىگردند.
سرانجام پس از گرفتن تصميم قطعى بر كشتن اسماعيل، و درست در وقت حساس ميان مرگ و زندگى، فرمان الهى لغو مىگردد و اسماعيل به آغوش پدر بازمىگردد.
اين داستان با اختلافى اندك در متون مقدس اديان ابراهيمى آمده است. در اين رويداد خداوند به كشتن فردى بىگناه فرمان مىدهد. آيا فرمان خدا موجب مىگردد كه كشتن اسماعيل نه تنها خطا نباشد، بلكه الزامى باشد؟ نظريهاى كه تنها معيار صواب و خطا را اراده يا قانون الهى مىداند به نظريه امر الهى و يا حسن و قبح الهى شناخته مىشود. اين ديدگاه كه سابقهاى ديرينه دارد در ميان مسلمانان به اشاعره و از ميان مسيحيان به آنسلم نسبت داده شده است. اين نظريه از زمان يونان باستان تاكنون مطرح بوده است. مناظره ميان سقراط و اثيفرون در اينباره معروف است. سقراط از اثيفرون مىپرسد: «آيا چون خدا به چيزى امر كرده است، آن چيز صواب است؛ يا چون آن چيز صواب است، خدا به آن امر كرده است؟» به بيان ديگر آيا خداوند به خوبىها فرمان مىدهد يا اينكه با فرمان و اراده خداوند است كه خوبى معنا و مصداق مىيابد و درواقع فرمان خداوند خوب و صوابساز است؟[١]
اين مطلب درست همان چيزى است كه مورد توجه و دقت متكلمان و فيلسوفان اسلامى نيز قرار گرفت. متكلمان مسلمان در اينباره از همان آغاز به دو دسته تقسيم شدند. شيعيان و
[١] - بنگريد به: دوره آثار افلاطون، ترجمه محمدحسن لطفى و رضا كاويانى، ج ٢، ص ٢٥