فلسفه اخلاق - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٧٢ - ٢ - ٥ تعيين مصداق ارزشهاى اخلاقى
تنها در صورتى مىتوان تعريف كرد كه آنها را به امر و نهى الهى ارجاع دهيم. از ديدگاه آنان «كار خوب» يعنى «كارى كه متعلق امر الهى است» و «كار بد» يعنى «كارى كه متعلق نهى الهى است». بر اين اساس، اخلاق حتى در تعريف مفاهيم خود نيازمند دين و گزارههاى دينىاست.
زيرا تا خدايى نباشد (اعتقاد به وجود خدا) و نهى و امرى نداشته باشد (اعتقاد به وحى و نبوت) مفهوم «خوب» و «بد» و امثال آن هيچ گونه معنايى نخواهند داشت.
به عقيده ما اخلاق، در بخش تعريف مفاهيم خود، به دين و دستورهاى دينى نيازى ندارد.
مفاهيم اخلاقى از سنخ مفاهيم فلسفى و انتزاعىاند كه از رابطه ميان فعل اختيارى انسان يا ملكات نفسانى او با هدف مطلوب و كمال نهايى انسان انتزاع مىشوند. وقتى فعلى از افعال اختيارى انسان را با هدف مطلوب او- مثلًا قرب الهى- مىسنجيم، اگر آن فعل خاص، انسان را در جهت وصول به آن هدف يارى رساند، گفته مىشود كه آن فعل «خوب» و «بايسته» است و اگر انسان را از وصول به آن هدف مطلوب دور سازد، گفته مىشود كه آن فعل «بد» و «نبايسته» است.
٢- ٥. تعيين مصداق ارزشهاى اخلاقى
يكى ديگر از نيازمندىهاى اخلاق به دين اين است كه با كمك اوامر و نواهى الهى مىتوان بسيارى از مصاديق ارزشهاى اخلاقى را تعيين كرد. به كمك وحى الهى و علومى كه از اولياى خدا به وسيله وحى و الهام به ما رسيده است، مىتوانيم مصداق ارزشهاى رفتارى و حدود كارها را مشخص كنيم.
اين سخن نيز چه بسا درست باشد؛ يعنى در تعيين ارزش بسيارى از جزئيات اعمال اختيارى خود، نيازمند دين و گزارههاى دينى هستيم. عقل آدمى به تنهايى نمىتواند همه ارزشهاى اخلاقى را تعيين نمايد. با اين حال، برخى از اصول ارزشهاى اخلاقى مانند خوبى