فلسفه اخلاق - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٠ - ٣ - ٢ پژوهش هنجارى(اخلاق هنجارى)
٣- ٢. پژوهش هنجارى (اخلاق هنجارى)
مقصود از اين نوع پژوهش كه به آن «دستورى» و «توصيهاى» نيز مىگويند، بررسى خوبى و بدى، درستى و نادرستى و بايستگى و نبايستگى افعال اختيارى انسان و قضاوت در باره آنها است. در اينگونه پژوهش، محققان در صددند از قواعد و اصول حاكم بر افعال اخلاقى، نظامى استوار تبيين كنند. اين نوع پژوهش داراى دو بخش است:
الف) ارائه معيارهاى فراگير اخلاقى براى تعيين مصداق خوبى، بدى، درستى و نادرستى افعال اخلاقى.
ب) تعيين مصداق خوبى، بدى، درستى و نادرستى و بحث از خوبى و بدى، درستى و نادرستى افعال خاص.
پس اخلاق هنجارى علاوه بر بحث از معيارهاى عام و كلى، شامل مباحثى است كه جنبه مصداقى دارند. روش بحث در اين حوزه، استدلالى و عقلى است نه تجربى و نقلى.
در پژوهش هنجارى يا اخلاق هنجارى، نظريههايى براى ارائه معيار عام اخلاقى مطرح شده است، كه به طور كلى به دو دسته تقسيم مىشوند: دسته اول نظريات غايتگرا (lacigoloelet) است. اين نظريهها، ملاك خوبى و درستى و بايستگى عمل را به هدف و غايت منوط مىكنند؛ حال آن غايت ممكن است لذت، سود، قدرت، معرفت يا امر ديگرى باشد. نظريه خودگروى (msioge)، نظريه ديگرگروى (msiurtlA)، نظريه سودگروى (msinairatilitu)، نمونههايى از نظريههاى غايتگرايند.
دسته دوم نظريههاى وظيفهگرا (lacigolotnoeD) است. بنا بر وظيفهگرايى، يك عمل، ممكن است با صرف نظر از ميزان خير و خوبى كه در نتيجه آن به بار مىآيد، به دليل برخى ويژگىهاى درونى و ذاتىاش خوب و بايسته باشد؛ مانند عمل احسان كه با صرف نظر از نتايج فردى و اجتماعىاش، به دليل «عادلانهبودن» يا «متعلق فرمان خداوندبودن» خوب و بايسته شمرده شود.