فلسفه اخلاق - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٩٥ - ٤ - ١ استدلال از راه وجود اختلافات اخلاقى(نسبىگرايى توصيفى)
فعل اختيارى را با غايتش در نظر نگيريم، نمىتوانيم به خوبى يا بدى آن حكم كنيم.
٤. ادله نسبىگرايان
نسبىگرايان اخلاقى، براى اثبات مدعاىخود ادلهاى اقامه كردهاند كه در اينجا به نقل و نقد دو نمونه از آنها مىپردازيم.
٤- ١. استدلال از راه وجود اختلافات اخلاقى (نسبىگرايى توصيفى)
با مراجعه به جوامع و ملل گوناگون، مشاهده مىكنيم هر كدام از آنها داراى ارزشهاى اخلاقى خاص هستند كه در مواردى ميان آنها تعارض و تضاد كامل وجود دارد. حتى اگر رفتارهاى اخلاقى يك جامعه را در طول زمان مطالعه كنيم، در ميان آنان اختلاف ارزشهاى اخلاقى فراوان مشاهده مىكنيم. تا چند دهه پيش در برخى از كشورهاى غربى اگر كسى با پيراهن آستين كوتاه در مكانهاى عمومى ظاهر مىشد، پليس با او برخورد مىكرد و اين رفتار در ميان آنان بر خلاف اخلاق و امرى زشت شمرده مىشد؛ اما امروزه معيار ارزشى همان جامعه عوض شده و هركس مىتواند هر گونه كه دوست داشته باشد، در جامعه ظاهر شود و عمل او مورد سرزنش ديگران واقع نمىشود.
اين اختلافات نيز سطحى و ظاهرى نيستند، بلكه بنيادىاند؛ تا جايى كه اگر در ويژگىها و شرايط يك موضوع خاص توافق پديد آيد، باز هم اختلاف نظر برطرف نمىشود. به تعبير ديگر اختلافات ياد شده، از نوع اختلاف در «باورهاى واقعنما» نيست كه بتوان با گفتگو و از راه توافق در باره واقعيات، آنها را حل كرد؛ بلكه از نوع اختلاف در «باورهاىاخلاقى» است كه حتى با توافق در خصوصيات فعل مورد نظر، اختلاف، حل نمىشود.[١]
[١] -
١. D. B. Wong" Relativism" in Routledge Encyclo pediaof Philosophy, V. ٦, p. ٦٣٥; RichardB. Brandt" Ethical" Moral Relativism" in The Encyc lopediaof Philos ophy", V. ٣, p. ٥٧ --
و همچنين بنگريد به: ويليام كى. فرانكنا، فلسفة اخلاق، ترجمه هادى صادقى، ص ٢٢٨