فلسفه اخلاق - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٧١ - ١ - ٥ تعريف مفاهيم اخلاقى
٥. وابستگى هاى اخلاق به دين
محور اصلى مباحث دين و اخلاق در غرب، بررسى «نيازمندىهاى اخلاق به دين» است. از سويى، طرفداران اخلاق دينى همواره كوشيدهاند تا نيازمندىهاى اخلاق به دين را نشان داده، وابستگىهاى مفهومى، معرفتى و انگيزشىاخلاق را به دين نمايان سازند و از طرفى، حاميان اخلاق سكولار به نفى نيازمندى اخلاق به دين پرداخته، حوزه اخلاق را به طور كلى مستقل از دين پنداشتهاند. همانطور كه پيشتر اشاره شد، حتى برخى از آنان دين و باورهاىدينى را براى اخلاق زيانبار دانستهاند. طرفداران اخلاق دينى، اغلب از راه «نظريه امر الهى» كوشيدهاند اثبات كنند كه اخلاق هم در مقام ثبوت (تحقق ارزشهاى اخلاق) و هم در مقام اثبات (تصديق گزارههاى خود) و حتىآگاهى از آنها، به شدت نيازمند دين است. افزون بر اين، مدافعان اخلاق دينى، دين و اعتقادات دينى را پشتوانهاى لازم براى اجراىاحكام اخلاقى مىدانند و از اين طريق نيز بر نيازمندى اخلاق به دين تأكيد مىكنند. در اين قسمت به بيان برخى از مهمترين نيازمندىهاى اخلاق به دين مىپردازيم.
١- ٥. تعريف مفاهيم اخلاقى
در تعريف مفاهيم اخلاقى، سه نظريه عمده وجود دارد: شهودگرايانه، غيرشناختى و تعريفگرايانه. نظريههاى تعريفگرايانه به ديدگاههايى گفته مىشود كه مفاهيم اخلاقى را قابل تعريف و تحليل مىدانند. اين دسته از نظريات، كه بخشوسيعى از ديدگاههاى مختلف را شامل مىشوند، در تقسيم كلى ديگرى به دو دسته طبيعتگرا و متافيزيكى تقسيم مىشوند.
دسته نخست، مفاهيم اخلاقى را با ارجاع به مفاهيم طبيعى و تجربى تعريف مىكنند و دسته دوم مىكوشند تا آنها را بر اساس مفاهيم فلسفى يا كلامى و الهياتى تعريف نمايند.
پيروان نظريه امرالهى و قائلان به حسن و قبح شرعى، بر اين باورند كه مفاهيم اخلاقى را