فلسفه اخلاق - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٣٧ - ج) نتيجه عمل(به لحاظ كمى و كيفى)
داستان از اين قرار است: اين فرد مسلمان با ايلدفونس[١] (از بزرگان مسيحيت) در حضور دوك ونيز[٢] گفتگو مىكند. ايلدفونس به برّاقبنعمّار مىگويد: «اى قهرمان! بدان كه پاپ از همه بارونهاى[٣] اروپا دعوت كرده و از آنها در باره باز پس گرفتن اسپانيا از مسلمانان مشورت خواسته است. تو هم بايد كمكمان كنى.»
برّاق پاسخ مىدهد: «تو هم بدان كه شير را جز با مكر و حيله نمىتوان شكار كرد.
[براى نمونه، شكارچيان به شير خشمگين و قوى شراب مىنوشانند و او را مست مىكنند تا بتوان بهراحتى او را دربند كشيد] و حتماً مىدانى كه آهن را جز با آهن نمىتوان كوبيد.» دوك ونيز مىگويد: «اما انبوه سپاه بارونهاى اروپا در اندك زمانى سپاه مسلمانان را پايمال و نابود خواهد كرد.»
برّاق پاسخ مىگويد: «كار به اين آسانى نيست. مسلمانان به دين و آيين خود سخت پايبندند و تا پاى جان از شرف، ناموس و آبروى خويش دفاع مىكنند. حتّى گاه مىشود كه يك قبيله يا دودمان به خاطر دفاع از ارزشهاىخود كشته مىشوند، اما تن به ذلت نمىدهند. اما از سوى ديگر اين را بدان كه مسلمانان، مردمى بزرگوارند و به همه كس خوش گمان هستند.
به همين خاطر مىتوان از اين دو ويژگى خوب آنان بهره گرفت و آنها را فريب داد و به آنها خيانت كرد. بنابراين چاره اين است كه با آنها در سه چيز پيمان ببنديد و معاهده امضا كنيد:
اول: آزادى در تبليغ دين، دوم: آزادى در آموزش به مسلمانان، سوم: آزادى در تجارت با آنها. اگر بتوانيد اين سه امتياز را از مسلمانان بگيريد، راه پيروزى شما هموار خواهد شد.
آزادى شما در تبليغ دين باعث خواهد شد كه كشيشان و مبلّغان بتوانند تعليمات دينى شما را در ميان كودكان مسلمان آموزش دهند. در اين صورت حتى اگر اين كشيشان و مبلغان نتوانند آيين مسيحيت را به دلهاى مسلمانان داخل كنند، حداقل مايه آن خواهند شد كه
[١] -١ .Ildefonso .
[٢] -
٢. VenetianDuke.
[٣] -٣ .Barons .