فلسفه اخلاق - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٨٩ - ١ تعيين موضوع اصلى بحث
يكى از مباحث مهم فلسفه اخلاق، مسئله مطلق يا نسبىبودن احكام و ارزشهاى اخلاقى است. پذيرش هر كدام از اين دو ديدگاه، پيامدهاى فردى و اجتماعى فراوانى دارد و در دوران اخير، بحثهاى بسيار و گوناگونى در اينباره صورت گرفته است. ما در اين فصل مىكوشيم با بيانى ساده، ضمن ارائه گفتارهاى منطقى و مستدل ديدگاه پذيرفته خود، ديدگاههاى رقيب را نيز به نقد و بررسىِ منصفانه و مستدل بكشيم.
پارهاى از مسايل مهم موضوع:
آيا ارزشهاىاخلاقى، محصول و معلول عوامل اجتماعى، روانشناختى و امثال آن هستند، يا امورى ثابت و هميشگىاند و از چنين عواملى تأثير نمىپذيرند؟ آيا مىتوان ارزشهاى اخلاقى را امورى قراردادى به حساب آورد؟ آيا مىتوان منشأ و مبدأ ارزشهاى اخلاقى را احساسات و سليقههاى افراد دانست؟ دلايل نسبىگرايان اخلاقى چيست؟ خطاى آنان كجاست؟ آيا همه احكام و ارزشهاى اخلاقى مطلقاند، يا ارزشهاى نسبى و متغير نيز وجود دارد؟ از چه طريقى مىتوان مطلقبودن اصول و ارزشهاى اخلاقى را اثبات كرد؟
پذيرش هر يك از اين دو ديدگاه، چه آثار و پيامدهايى خواهد داشت؟
١. تعيين موضوع اصلى بحث
مطلقگرايى و نسبىگرايى، تعاريف و كاربردهاى مختلف و متفاوتى دارد كه توجه به اين كاربردها مانع بروز پارهاى از مغالطات خواهد شد. بنابراين پيش از هر چيز، لازم است منظور خود را از مطلقگرايى و نسبىگرايى اخلاقىمشخص كنيم.