فلسفه اخلاق - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٤ - ٥ مسايل فلسفه اخلاق
عدهاى از انديشمندان برخى از مباحث علم النفس فلسفى را نيز از حوزههاى پژوهش اخلاقى شمردهاند. اين مباحث در واقع مربوط به علم النفس اخلاقى هستند؛ يعنى مجموعهاى از مباحث فلسفى و گاه تجربىاند كه به امور نفسانى و روانىاى نظر دارند كه آدمى در مقام فاعل يا عامل اخلاقى يا ناظر و داور اخلاقى به كار مىبندد؛ مانند مسئله جبر و اختيار، حب ذات و خود دوستى و ....[١]
٤. تعريف و قلمرو فلسفه اخلاق
در باره تعريف و قلمرو فلسفه اخلاق چندين فرض تصور مىشود: ١. اينكه فلسفه اخلاق شامل همه انواع پژوهشهاى اخلاقى- توصيفى، هنجارى و فرا اخلاقى- باشد. ٢. آن را تنها شامل پژوهشهاى هنجارى و فرااخلاقى بدانيم. ٣. فرض سوم كه مورد تأكيد برخى از انديشمندان غربى[٢] است، آن را تنها در برگيرنده مباحث فرااخلاقى مىداند. بر اين اساس، فلسفه اخلاق دانشى است كه تنها به بررسى عقلى مبادى تصورى و تصديقى علم اخلاق مىپردازد. البته به نظر ما فلسفه اخلاق شامل پژوهش در حوزه اخلاق هنجارى و فرا اخلاق است.
٥. مسايل فلسفه اخلاق
برخى از مهمترين مسايل فلسفه اخلاق عبارتاند از:
الف) مفاهيم اخلاقى از چه سنخ مفاهيمى هستند؟ آيا اصولًا از نوع مفاهيم معنادارند يا
[١] - استيون داروال و ديگران، نگاهى به فلسفه اخلاق در سده بيستم، ترجمه مصطفى ملكيان، ص ١٣. براى مطالعه در باره حوزههاى پژوهشى اخلاق، بنگريد به: محمدتقى، مصباح، پيشين، ص ١٨- ٢٥ و استيون دارول و ديگران، همان، ص ٩- ١٣
[٢] - مانند آر. اف. اتكينسون، درآمدى به فلسفه اخلاق، سهراب علوىنيا