فلسفه اخلاق - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٥٦ - الف) لذت شخصى
از ميان اين دسته، به نظريههايى كه لذت شخصى و سود عمومى را ملاك و معيار دانستهاند خواهيم پرداخت.
٢. ديدگاههاى وظيفهگرا: وظيفهگرايان اخلاقى معتقدند كه برخى ويژگىهاى فعل يا صفت اختيارى انسان، نظير ماهيت ذاتى آن، انگيزه آن يامطابقت آن بايك اصل و قاعده- جدا از نتيجهاى كه در بردارد- ممكن است آن فعل يا صفت را خوب، درست و الزامى نمايد؛ مثلًا گفته مىشود وفا به عهد ذاتاً خوب است يا خداوند به آن فرمان داده است؛ كه هر يك از اين ويژگىها ممكن است وفا به عهد را الزامى نمايد. نظريه امر الهى كه يگانه معيار صواب و خطا را اراده يا قانون الهى مىداند و ديدگاه كانت كه مبتنى بر «امر مطلق» است در اين گروه نقد و بررسى خواهند شد.[١]
با هم بينديشيم
به اين مثال توجه كنيد: «بايد به شخص نيازمند كمك نمود.» چنانچه شما وظيفهگرا باشيد، برچه مبنايى اين جمله را مىگوييد؟ نتيجهگراى اخلاقى چگونه و با چه توجيهى اين جمله را به كار مىبرد؟
١. ديدگاههاى نتيجهگرا
الف) لذت شخصى
توجه به لذّت شخصى به عنوان معيار ارزش اخلاقى، نظريهاى نوظهور نيست. از نظر آريستيپوس (٣٥٥- ٤٣٥ ق. م)[٢] هر كارى كه به لذت فرد بينجامد، خوب است و هر كار رنجآورى
[١] - براى مطالعه بيشتر، بنگريد به: ويليام كى، فرانكنا، فلسفه اخلاق، هادى صادقى، ص ٤٥- ٥٢
[٢] - آريستيپوس)suppitsirA ( از فلاسفه يونان باستان است كه وى را مؤسس مكتب كورنايى نيز دانستهاند. كورناييانهدف اخلاقى را لذت مىدانستند. بنگريد به: فردريك كاپلستون، تاريخ فلسفه، ج ١، ترجمه سيد جلالالدين مجتبوى، ص ١٤٥