فلسفه اخلاق - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٦٩ - ٢ - ٤ اخلاق و خداپرستى
برخى ديگر خواستهاند از طريق قوانين اخلاقى، وجود قانونگذارى الهى را اثبات نمايند.[١] بيان مشهورترى از برهان اخلاقى نيز به اين صورت است كه مىگويد ارزشهاى اخلاقى، عينى هستند و آفريننده آنها يا بايد ماده باشد يا غير ماده (روح يا نفس)؛ اما ماده نمىتواند خالق ارزشهاى عينى باشد، و غير ماده يا انسان است يا موجودى فراتر از انسان. انسان نيز نمىتواند خالق ارزشهاى عينى باشد. زيرا آدميان از ميان مىروند، اما اصول و ارزشهاى اخلاقى پابرجا مىمانند و اين نشان مىدهد كه موجودى فراتر از انسان وجود دارد كه خالق ارزشهاىاخلاقى است و اين موجود، همان خدا است.[٢] به هر حال، همه كسانى كه در اثبات وجود خدا، به برهان اخلاقىپناه آوردهاند، آگاهانه يا ناآگاهانه بر نيازمندى دين به اخلاق مهر تأييد زدهاند.
يكى از مشهورترين و مهمترين دلايل ضرورت خداشناسى، «وجوب شكر منعِم» است.
چون خداوند ولّى نعمت ما است و همه نعمتهاى ما از آنِ او است، پس به حكم اخلاق، سپاسگزارى از او واجب است و البته شكرگزارىاز ولّى نعمت، به شناخت او وابسته است و تا او را نشناسيم نمىتوانيم سپاسگزارىاش نماييم. بنا بر اين، ضرورت خداشناسى، دست كم بر اساس اين دليل، بر پذيرش اين حكم اخلاقى استوار است كه «شكر منعِم واجب است».
٢- ٤. اخلاق و خداپرستى
يكى ديگر از وابستگىهاى دين به اخلاق، اين است كه اخلاق ما را به انجام وظايف دينى وظيفهمند مىسازد. اساس دين، بر پايه عبادت و پرستش خداوند پىريزى شده است؛ اما چه چيزى موجب مىشود كه ما در مقام عبادت و پرستش خداوند برآييم و چرا بايد او را بندگى نماييم؟ در پاسخ گفته مىشود كه خداوند خالق ما است و خالق بر مخلوق خود حق عبوديت و
[١] -١ .The Miracleof Theism ,p .٢٠١ .
[٢] - بنگريد به: عقل و اعتقاد دينى، ص ١٦٥- ١٦٣؛ و همچنين:٤٣ p ,ytinaitsirhC ereM