فلسفه اخلاق - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٩١ - ١ - ٣ تعيين معناى مورد نظر
كمتر يا بيشتر، دماى جوش آمدن آب نيز تفاوت مىكند. بنابراين، حكم گفته شده، ثابت و تغييرناپذير نيست؛ بلكه نسبت به شرايط و قيود واقعى قابل تغيير است. بله، اگر آبْ خالص، و فشار هوا هم يك اتمسفر باشد، حكم ياد شده براى اين موضوع مقيد، ثابت و تغييرناپذير است؛ يعنى همواره آب خالص در فشار يك اتمسفر در دماى صد درجه مىجوشد. البته با فرض وجود آن شرايط و قيود واقعى، حكم نيز مطلق و تغييرناپذير خواهد بود. در حقيقت، همه احكام ويژه واقعيات چنين هستند كه در همه يا برخى از شرايط واقعى، ثابت، مطلق و تغييرناپذيرند و قوانين تجربى، رياضى، فلسفى و امثال آن، درصدد كشف آن شرايط واقعى هستند.
گاهى نيز منظور از نسبىبودن يك حكم آن است كه آن حكم در هيچ شرايط واقعى، ثابت و تغييرناپذير نيست. به عبارت ديگر حكم نسبى، به حكمى گفته مىشود كه هيچ ارتباطى با واقعيات ندارد تا در همه يا برخى از شرايط واقعى ثابت باشد؛ بلكه وابسته به سليقه افراد يا قراردادهاى خود آنها است. بنابراين با هر قيد و شرطى بيان شود، تغيير يافتنى است. در مقابل، منظور از اطلاق اين است كه حكم، به سليقه و قرارداد افراد وابسته نيست، بلكه تابع شرايط واقعى خود است.
١- ٣. تعيين معناى مورد نظر
منظور ما از مطلقبودن احكام و ارزشهاى اخلاقى، مطلقبودن به معناى دوم است؛ يعنى ما به دنبال اثبات «اطلاق حداقلى» هستيم. اين معناى اطلاق در تقابل با هر دو معناى نسبيت است. تقابل آن با معناى دوم نسبيت اخلاقى، روشن است. زيرا وقتى گفته مىشود احكام اخلاقى، مطلق، ثابت و تغييرناپذيرند، يعنى بر خلاف نظر نسبيتگرايان، تابع ميل و سليقه فردى و جمعىو امثال آن نيستند.
اما تقابل آن با معناى اول نسبيت اخلاقى به اين صورت است كه وقتى مىگوييم اصول اخلاقى، مطلقاند، منظور اين است كه مقيد به هيچ قيد و مشروط به هيچ شرطى نيستند. در