فلسفه اخلاق - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٤٠ - مفاهيم اخلاقى
گزارههاى اخلاقى نيز، دست كم از دو بخش موضوع و محمول تشكيل مىشوند. موضوع احكام اخلاقى، معمولًا فعلى از افعال اختيارى انسان، يا وصفى از اوصاف اختيارى او است[١] و محمول احكام اخلاقى، مفاهيمى مانند «خوب، بد، بايسته، نبايسته، درست، خطا، وظيفه و الزام» است. البته بايد توجه داشت كه اين مفاهيم ممكن است با واژگان ديگرى به ذهن مخاطب القا شوند؛ براى مثال، در اين گزاره: عفت از جانب دختران و زنان پسنديده است و غيرت از سوى پسران و مردان، واژه پسنديده به كار رفته است كه در حقيقت معادل مفهوم واژه خوب است.
اغلب صاحبنظران علم اخلاق مىكوشند مفاهيم محمولى گزارههاى اخلاقى را به يك يا دو مفهوم مبنايىتر ارجاع دهند. يكى از اين اقدامات، ارجاع اين مفاهيم به دو بخش مفاهيم ارزشى و مفاهيم الزامى است. مفاهيمى همچون «خوب، بد، درست و نادرست» (خطا) در زمره مفاهيم ارزشىقرار داده مىشوند و مفاهيمى مثل «بايد، نبايد، وظيفه و الزام» در زمره مفاهيم الزامى. همچنين عدهاى بازگرداندن مفاهيم الزامى به مفاهيم ارزشى را بىوجه نمىدانند.[٢] عدهاى نيز تلاش كردهاند مفاهيم ارزشى را به مفاهيم الزامى برگردانند و قوام حكم اخلاقى را به الزام بدانند.[٣]
خود را بيازماييم
ده گزاره اخلاقى مثال بزنيد كه در بخشى از آنها محمول، مفهومى الزامى و در بخشى ديگر، مفهومى ارزشى باشد. در ادامه، گزارههايى را كه با محمول الزامى آوردهايد، به صورت ارزشى، و احكامى را كه به شكل گزارههاى ارزشى بيان كردهايد، به صورت الزامى نشان دهيد.
[١] - بنگريد به: محمدتقى مصباحيزدى، دروس فلسفه اخلاق، ص ٤٦
[٢] - محمدتقى مصباحيزدى، دروس فلسفه اخلاق، ص ٢٢
[٣] - عبدالكريم سروش، دانش و ارزش، ص ٣١١- ٣٠٨