فلسفه اخلاق - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٠٠ - ١ نسبيت توصيفى
٤- ٢. استدلال از راه انشايى دانستن احكام اخلاقى
يكى ديگر از مستندات نسبىگرايان اين است كه مدعىاند گزارههاى اخلاقى و ارزشى، از سنخ گزارههاى انشايى و غير واقعنما هستند، يعنى از حقايق و واقعيات ثابت و تغييرناپذير انتزاع نشدهاند، بلكه وابسته به خواست افراد و جوامع مختلفاند. به عبارت ديگر، حسن و قبح و بايد و نبايد اخلاقى، تابع اعتبار و انشاى شخص اعتبار كننده است و همه واقعيت آنها نيز چيزى جز اين نيست.
نقد و بررسى
با توجه به مطالبى كه در بحث واقعگرايى اخلاقى گفته شد، پاسخ اين استدلال هم به خوبى روشن است. ما در آنجا به اثبات رسانديم كه احكام اخلاقى، بر خلاف ظاهر الزامى و انشايىشان، در حقيقت از سنخ جملات خبرى بوده، از واقعيتهاى عينى و خارجى خبر مىدهند.
انواع نسبيت اخلاقى
١. نسبيت توصيفى
نسبيت توصيفى، همانگونه كه از نامش پيدا است، به اين معنا است كه آشنايى با اخلاقيات جوامع مختلف، نشان مىدهد كه همگان داراى ارزشهاى اخلاقىيكسانى نيستند، بلكه هر جامعهاى داراى ارزشهاى اخلاقى خاص است؛ تا جايى كه گاهى اين ارزشها با ارزشهاى اخلاقى جوامع ديگر در تضاد و تعارض هستند. نسبىگرايان توصيفى اين نكته را نيز مىافزايند كه اين اختلافات اخلاقى، سطحى و ظاهرى نيستند، بلكه بنيادى و اساسىاند. به تعبير ديگر، اختلافات اخلاقىِ جوامع مختلف را اختلافاتى اصلى و رفع نشدنى مىدانند، نه اختلافاتى فرعى و حل شدنى.