فلسفه اخلاق - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٩٦ - الف) فراگير نبودن اختلافات اخلاقى
نسبىگرايان اين حقيقت را دليل بر نسبىبودن احكام اخلاقى مىدانند. آنها از اين تنوع ترديدناپذير اخلاقى در ميان جوامع مختلف، نتيجه مىگيرند كه احكام و ارزشهاى اخلاقى، امورى نسبى بوده، از مبنا و پايهاى واقعى و خارجى برخوردار نيستند. مثال: پروتاگوراس، از سوفسطائيان مشهور يونان باستان، تنوع اخلاقى ملل مختلف را دليل بر آن مىداند كه انسان مقياس همه چيز است؛ به اين معنا كه «زشت و زيبا» و «عدل و ظلم» امورى مبتنى بر آداب و رسوم انسانها است.[١]
استدلال از راه وجود اختلافات اخلاقى (نسبىگرايى توصيفى) را مىتوان به صورت زير تلخيص كرد:
الف. اختلافات اخلاقى در ميان جوامع مختلف امرى يقينى و ترديدناپذير است؛
ب) اين اختلافات، اساسى است.
بنابراين، دانسته مىشود كه اختلاف در ارزشگذارىهاى اخلاقى، اختلافىبنيادين است.
نقد و بررسى
الف) فراگير نبودن اختلافات اخلاقى
همه جوامع، در همه ارزشهاى اخلاقى اختلاف نظر ندارند. هرچند اصل اختلاف جوامع مختلف در ارزشگذارىهاى اخلاقى، امرى مسلم و ترديدناپذير است، اين سخن به معناى آن
[١] -
١. DavidWong" Relativism" in AC ompanionto Ethics, p ٤٤٤- ٤٤٣.