فلسفه اخلاق - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٧٨ - ملاك تشخيص كمال مطلوب
مىبخشد. پيامبر گرامى اسلام در اينباره فرمودهاند:
انّما الاعمال بالنيّات ولكل امرء ما نوى فمن كانت هجرته الى اللَّه و رسوله فهجرته الى اللَّه و رسوله و مَنْ كانت هجرته الى الدنيا يصيبها او امرَاةٍ يتزوجها فهجرته الى ما هاجَرَ اليه:[١]
همانا ارزش كارها به نيت آنها وابسته است. هر كس به خاطر خدا و رسولش هجرت كند، هجرتش به سوى خدا و رسول است، و هر كس به خاطر دستيابى به ثروت دنيا يا ازدواج با زنى هجرت كند، پس هجرت او [درواقع] به سوى همان چيز خواهد بود.
بنابراين، فعل يا صفتى داراى ارزش ذاتى اخلاقى است كه در تكامل روح انسان اثرگذار باشد. در اين صورت است كه انسان به كمال حقيقى خود (رسيدن به قرب الهى) دست مىيابد.
حال كه روشن شد معيار ارزش اخلاقى اعمال رسيدن به قرب الهى است، اين پرسش پيش مىآيد: چگونه مىتوان خوبى و بدى امور را درك كرد تا بر اساس آن به قرب الهى رسيد؟ آيا راهى براى بازشناسى كارهايى كه انسان را به كمال حقيقى خود مىرساند يا از آن دور مىسازد، وجود دارد؟
عقل مىتواند خوبى و بدى پارهاى از افعال را بشناسد. بدين روى خوبى و بدى پارهاى از افعال، نظير خوبى عدل و بدى ظلم مورد پذيرش همه عقلا است. با دقت در آيات قرآن كريم و روايات اسلامى نيز مىتوان بر ذاتى و عقلىبودن خوبى و بدى افعال و صفات آدمى پىبرد.
قرآن كريم مىفرمايد:
هَلْ جَزاءُ اْلإِحْسانِ إِلَّا اْلإِحْسانُ؛[٢] آيا پاداش احسان جز احسان است؟
و در جاى ديگر مىفرمايد:
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ اْلإِحْسانِ وَ إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى وَ يَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ
[١] - ميرزا حسين نورى، مستدرك الوسائل، ج ١، ص ٩٠
[٢] - الرحمن( ٥٥): ٦٠