نهادگرائى و جهاد سازندگى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ٨٥ - ٣- نهادگرايان جديد
ديدگاههاى نهادى در اين دوره متاثر از مبانى فلسفى ايدهاليستها و پديدارشناسان آلمانى مانند «ديلتاى و هوسرل»
( Dilthey Husserl )
مىباشد.
از تئوريسينهاى بنام اين دوره مىتوان از «برگر» نام برد. كاملترين و پرنفوذترين جنبه ديدگاههاى «برگر» درباره نهادى كردن، در كار او با «لاكمن» مشهود است. آنها استدلال مىكنند كه واقعيت اجتماعى، يك ساخت انسانى است كه از كنشهاى متقابل اجتماعى پديد مىآيد. نهادىكردن به صورت فرآيندى تعريف مىشود كه طى آن، فعاليتها تكرار مىشوند و معانى مشابه معينى براى خود و ديگران پيدا مىكنند.[١] «سيلورمن»(Silverman ,١٧٩١) از ديگر نهادگرايان معاصر است كه با ارائه ديدگاه پديدار شناسى در مورد سازمانها، بر روى نظام معنايى و روشهايى تاكيد مىورزد كه از طريق كنش اجتماعى ايجاد و بازسازى مىشوند.[٢] از نظر «سيلورمن»، «معانى» نه تنها در اذهان افراد وجود دارند و عمل مىكنند، بلكه واقعيات اجتماعى و عينياتى هستند كه در نهادهاى اجتماعى وجود دارند.
از ديگر صاحب نظران اين دوره در حوزه انسان شناسى «گرتز»(Geertz) و در حوزه جامعه شناسى «زوكر»(Zucker ,٧٨٩١) ، «مىير و روان»(Meyer ,Rowan ,٧٧٩١) مىباشند. «اين تئوريسينها با تاكيد بر محوريت عناصر شناختى نهادها، در تعريف نهاد مىگويند: نهادها عبارتند از قواعدى شامل طبيعت واقعيت و چارچوبهايى كه از طريق آنهامعنا ساخته مىشود. اين نهادگرايان بطور جدى ابعاد شناختى وجود انسان را در نظر گرفتند. به زعم آنها بين جهان خارجى، انگيزه و پاسخگويى ارگانيزم فرد، يك مجموعه از تصورات معنايى از جهان وجود دارد».[٣].
بنابراين اگر ديدگاههاى نهادگرايان اوليه ناظر بر سازمانهاى رسمى، قواعد و نظام عقلانى حاكم بر آنها بود، و ديدگاه نهادگرايان دهههاى ميانه قرن بيستم با تاكيد بر محيطهاى سازمانى، نقش و تاثير محيط و هنجارهاى محيطها را بر فرآيند نهادى شدن،
[١] - سازمانها؛ سيستمهاى عقلايى، طبيعى و باز، جلد اول، ت: دكتر حسن ميرزايى اهرنجانى، فلورا سلطانى تيرانى، انتشارات دانشكده مديريت دانشگاه تهران ١٣٧٤، ص ٢٠١.
[٢] .
. ٢٩: P ١٩٩٥, snoitcici lbuPegaS, noitaz inagrOdna noitutitsnI, ttocS, daahciR. W- ١
[٣] . ٢-٤٠ :P ,dibI .