نهادگرائى و جهاد سازندگى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ٤٩ - ٣- ١- ٧- نهاد در ديدگاه نظريه پردازان علوم سياسى
١- ماندگارى نهادها
ماندگارى نهادها از پديدههاى بسيار عمومى است. بدينسان، در همه كشورها و در همه ادوار، آميزهاى از نهادهاى معاصر كه منطبق با نيازهاى كنونى است و نهادهاى گذشته كه منطبق با نيازهاى گذشتهاند وجود دارد. نهادها درعين حال بهدليل تكيه برعوامل مادى (متخصصان، رهبران، دارايى ملى و تشكيلات) و صور ذهنى جمعى، زنده مىمانند، انسانها به موجوديت آنان عادت مىكنند و بهروشنى، كهنگى آن را درك نمىكنند.
٢- تأثير ماندگارى نهادها
نهادهايى كه بدينگونه با وجود از ميان رفتن عوامل خلاق خود هنوز مىزيند، برآنند تا خود فىنفسه بصورت عوامل تضادها يا همگونگيهاى سياسى بهدرآيند.
بطور كلى، هنگامى كه نهادهاى كهن مورد محبت و احترام اند و هنگامى كه بهنظر، بهتر از نهادهايى مىآيند كه تحول بهوجودشان آورده است، افكار عمومى آنها را پشتيبانى مىكند و به نيكى، خود را با «ماندگارى» آنها سازگار مىسازد.
برعكس، هنگامى كه نهادهاى كهن به نيكى تحمل نمىشوند و تحول درپى تغيير دادن آنان است. اگر استفاده كنندگان با وجود اين سعى در حفظ آنها دارند اين بىحركتى اجتماعى، تعارضها را تشديد مىكند و مىتواند موجب انفجارهاى انقلابى شود.»[١] تئوريسينهاى معتقد به انتخاب عقلانى همچون" مو"(Moe) ،" شپسل"(Shepsle) و «وينگست»(Weingest) نهادها را بناهايى مىدانند كه بطور عقلايى ساخته شدهاند و در جهت حفظ منافعشان است، مانند دولت و نظامهاى قانونى.[٢].
بنابراين ملاحظه مىكنيم كه از ديدگاه عالمان علوم سياسى، نهادها لازمه ساختبندى جوامع بشرى بهشمار مىآيند. خاصيت ساختى نهادها آنها را از پديدههاى ديگر اجتماعى متفاوت مىسازد. نكته ديگر آنكه تنها جنبه ساختى نهادها مطرح نيست بلكه رنگآميزى آنها بواسطه صورتهاى ذهنى جمعى، انديشه، باورها و نظام ارزشى نيز مطرح است. براى اينكه نهادى بتواند خصلت نهاد واقعى بخود بگيرد بايد منطبق با
[١] - همان منبع، ص ١٠٠- ١٠١.
[٢] .
. ٢٧: P, ١٩٩٥, snoitac ilbuPegaS, noitazi nagrOdnanoi tutitsnI, ttocSdra hciR. W- ١