نهادگرائى و جهاد سازندگى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ٨٢ - ١- نهادگرايان اوليه
«وبر» اگر چه مشخصاً از مفهوم «نهاد» ياد نمىكند ولى بنا به اظهارات نهادگرايان جديد، ديدگاههاى وى نقش بسزايى در تدوين تئورى نهادى داشته است؛ بويژه بحث مشهور او در مورد تيپولوژى نظامهاى ادارى كه معرف سه نوع اقتدار مىباشد.
در نهايت تالكوت «پارسونز» جامعه شناس آمريكايى با تلاشى به منظور تركيب ديدگاههاى نهادگرايان اوليه، بويژه «دوركيم»، «وبر»، «ماركس» و «فرويد» معتقد است اگر چه چارچوبهاى هنجارى مستقل از كنشگران اجتماعى وجود دارد، تحليل گران بايد سمت گيرى كنشگران را نسبت به اين چارچوبهاى هنجارى در نظر بگيرند.
از نظر «پارسونز» يك «نظام كنشى نهادينه به گسترهاى گفته مىشود كه در آن كنش كنشگران در يك ارتباط مداوم با يك مجموعه عام از استانداردهاى هنجارى و الگوهاى ارزشى باشد.
در اين معنا، كنش نهادينه شده، بيشتر بوسيله اخلاق برانگيخته مىشود تا ابزار.
اين، اقتدار اخلاقى است كه انگيزه اوليه براى اطاعت از يك هنجار نهادى را در افراد ايجاد مىكند.
جمع بندى:
همانطور كه ملاحظه كرديم ديدگاههاى نهادى اوليه، زمينه ساز تئوريهاى جديد نهادگرايى بودند و در رشد و توسعه تئوريهاى نهادى در دورههاى پسين نقش بسزايى داشتند. اما خود در ارائه يك ديدگاه مستقل نهادى، محدوديتهائى داشتند؛ چنان كه بيشتر صاحبنظران اين دوره عمدتاً بر روى ساختارهاى وسيع تر نهادى مانند قوانين، نظامهاى سياسى، زبان و دولت تاكيد داشتندو توجه كمى به سازمانها مىكردند. برخى بر مفاهيم مشترك و چارچوبهاى هنجارى خارج از كنش متقابل اجتماعى تاكيد مىورزيدند و تعداد قليلى نيز سازمانها را به عنوان اشكال نهادى در نظر گرفتند و توجهشان را معطوف به شيوههايى كردند كه نهادهاى وسيعتر، اشكال متوسط سازمان چون محيطهاى سازمانى و ساختهاى سازمانى را تغيير مىدهند.[١].
[١] .
. ١٤: P, snoi tacilbuP egaS, noitaz inagrOdna noitutitsnI, ttocS, drahciR. W- ١