نهادگرائى و جهاد سازندگى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ٨١ - ١- نهادگرايان اوليه
ثانياً، تئورى نهادى، رويكردى بود كه برتبيين تفصيلى نظامهاى خاص سياسى تأكيد داشت. در نتيجه يك نوع توصيف تركيبى يعنى تبيينات پيچيده و توصيفى از قواعد، حقوق و رويههاى مرتبط با هم ارائه مىداد.
ثالثاً، تئورى نهادى در اين دوره رويكردى محافظه كارانه داشت؛ به اين معنا كه بر «دوام و عدم تغيير» تأكيد مىكرد. به عبارتى اگر چه براى نهادها گذشتهاى قائل بودند، اما آيندهاى براى آنها در نظر نمىگرفتند (غير قابل تغيير) و نهادها به عنوان يك فرآيند كامل تلقى مىشدند.
رابعاً، در مجموع، عمده مطالعات در اين دوره مبتنى بر فلسفه اخلاق و كمتر براساس علوم تجربى بود و اكثر صاحبنظران، تمام همّشان را معطوف به تبيين قواعد هنجارى مىكردند تا ارائه فرضيههاى قابل آزمون[١] ..
از نهادگرايان بنام اوليه در حوزه علوم اجتماعى نيز مىتوان از «كولى- هيوز» و «پارسونز» در آمريكا و «دوركيم» و «ماكس وبر» در اروپا ياد كرد.
كولى و پيروانش بر وابستگى متقابل نهادها، افراد و ساختهاى فردى و اجتماعى تأكيد مىورزند. آنها مىگويند: «اگر چه نهادهاى بزرگ مانند زبان، دولت، كليسا، قوانين و آداب مالكيت و خانواده، مستقل و غيره وابسته به نظر مىآيند، اما توسعه و بناى آنها در گرو كنش متقابل بين افراد است.»[٢].
كولى تصريح مىكند كه «افراد، علت و معلول نهادها هستند.»[٣].
هيوز نيز مدل و ابستگى متقابل را توسعه مىدهد و معتقد است نهادها در رفتار يكپارچه و استاندارد شده افراد وجود دارد.[٤].(HUGHES ,٩٣٩١)
دوركيم در تعريف نهاد مى گويد: «نهاد محصول فعاليت مشترك و جمعى است، نهاد معلول چيزى است كه در خارج از ما وجود دارد، ذهنيت و شيوههاى فردى رفتار و قضاوت را بنا نهاده و مستقر مىكند[٥] ..
[١] .
٦: p, ١٩٩٥, snoitaci lbuPegaS, noita zinagrOd nanoitu titsnl, ttocS, drahciR. W- ١
[٢] ..٨ :p ,dibl -١
[٣] .٨ :p ,dibI -٢ .
[٤] .٨ :p ,dibI -٣
[٥] .٩ :p ,dibI -٤