نهادگرائى و جهاد سازندگى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ٣٦ - ٣- ١- ٢- حوزه اصالت تعريف اجتماعى
«برگر و لاكمن»
«برگر و لاكمن» از جمله صاحبنظران مكتب پديدارشناسى، در اين رابطه به بحث مىپردازند و «ريتزر» آنرا در كتابش چنين توضيح مىدهد:
" در اين فرآيند (نهادى شدن)، احساسى از واقعيت اجتماعى شكل مىگيرد و مردم بايد امور را خارجى سازى كنند؛ يعنى بايد براى بقاء، چيزهايى را كه نياز دارند توليد كنند و با ديگران كنش متقابل نمايند. «برگر و لاكمن» نهاد رايك نوع فرايند متقابل نوعسازى مىدانند. اين طرز نگرش خردنگرانه از نهاد است كه با تعاريف اكثر جامعه شناسان از اين مفهوم تفاوت دارد. هر چند براى برگر و لاكمن پديدهها در مقياس وسيع نيستند ولى خارجى و جبرى هستند. آنها اظهار مىدارند كه نهادها كردار انسان را با ارائه مجموعهاى از الگوهاى از قبل تعيين شده مشخص مىكنند. اين نهادها در جريان تاريخ عينيت پيدا مىكنند. بهر حال وقتى «برگر و لاكمن» اين نهادها را در نظر مىگيرند ميل دارند كه درباره آنها بصورت عينى نيز فكر كنند. اين به آن معناست كه وقتى نهادها متبلور شدند، بعنوان موجود، جدا از افرادى كه آنها را بوجود آوردهاند باقى مىمانند."[١].
«برگر و لاكمن» مىگويند كه واقعيت اجتماعى، يك ساخت انسانى و محصول تعامل اجتماعى است. آنها براين موضع و ضرورت توجه به زبان و شناخت تاكيد مىكنند.
نظام سمبلها، واسط و ميانجى بوسيله فرآيندهاى اجتماعى و تعيين كننده راههايى است كه در آن كنشها، معانى مشابهى در خود و ديگران، توليد و تكرار مىكنند و بطور ثابت ظاهر مىشوند. آنها اين فرآيند را فرآيند «نهادينه شدن» تعريف مىكنند.[٢].
به علاوه، برگر و كلنر(Bergeran dKellner) با تاكيد بر ابعاد شناختى نهاد مىگويند:
هر نهاد انسانى، نوعى رسوبات است، چنانكه قبلًا هم چنين بوده است. يا به تصور ديگر، تبلور معنا در شكل عينى است.[٣] همانطور كه ملاحظه مىكنيم اين دو به بعد معنايى و شناختى نهاد توجه دارند. اين دسته از جامعه شناسان قائل به مشروعيت هستند. چنان كه «لاكمن و برگر» مشروعيت را بيانگر يك نظم ثانوى از معنا مىدانند.
به زعم آنها نهادها در مراحل اوليهشان به عنوان الگوهاى تكرارى رفتار كه موجب ايجاد
[١] .
. ٣٤٥: p, sserPeerF, yroehTla cigoloico Seht- egroeG, reztiR- ١
[٢] .
. ١٣: p, ١٩٩٥, snoita cilbuPegaS, noitaz inagrOdn snoitut itsnI, ttocS, drahciR. W- ٢
[٣] .
٣- Ibid, p: ١٤.