نهادگرائى و جهاد سازندگى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ١٨٢ - ٦- جايگاه جهاد درنظام برنامه ريزى كشور بانگاهى به ضرورتهاى توسعه اقتصادى
وجود دستگاههاى بخشى با وظايف نسبتاً مشابه و موازى، خصلت «مردمى بودن» اين نهادها بود.
دلايل موفقيت نهادهاى فوق عمدتاً در پر كردن خلاء دستگاههائى بود كه هدف نهايى خود را افزايش توليد بخشى قرار داده و نگرش ابزارى به انسان داشتند.
مىتوان گفت كه نهادهاى بنا شده با الهام از مبانى ارزشى انقلاب اسلامى، «انسان محور» هستند نه «توليد محور».
در اينجا بايد توجه داشت كه مقصود، كم بها دادن به توليد نيست بلكه هدف بيان تفاوت بين دو نوع نگرش: «توليد در خدمت انسان» و يا «انسان در خدمت توليد» است و هر يك از اين دو نوع نگرش لوازم و پيامدهاى خاص خود را دارد.
صرفنظر از بحث نظرى فوق كه ريشه در ارزشهاى اعتقادى دارد، آنچه كه در ارتباط مستقيم با مسائل تخصصى موضوع وجود دارد عبارتند از:
١- استراتژى اصالت دادن به افزايش توليد به مفهوم توجه به برتريهاى نسبى، در مناطق حاصلخيز و مستعد، امكان بروز و ظهور دارد نه در مناطق محروم و لذا توجه مطلق به مزيتهاى نسبى توليد، بدون توجه به ساير عوامل، باعث عميقتر شدن شكاف منطقهاى و محروميت بيشتر مناطق محروم، است و تحقق عدالت اجتماعى در چنين شرايطى غيرممكن است.
٢- تجربه بيش از نيم قرن تئوريهاى توسعه و بررسى سير تطور اين تئوريها كه از «رشد محورى»(Growth /-Oriented) با معيارهاى نوعاً مادى و متكى برافزايش توليد اقتصادى، شروع و سپس با گذر از مراحل «توسعه محورى»(Develo pmentOrien ted) با لحاظ كردن عوامل كيفى در معيارها، به طرح نظريات «توسعه انسانى» رسيد و اين خود بيانگر اين است كه اهميت عامل انسانى در توسعه، بيش از ساير عوامل بوده و ارتقاء فرهنگ انسانى در واقع بعنوان قويترين موتور توسعه محسوب مىگردد.
٣- بررسى عميق در جفرافياى انسانى كشور، نشان مىدهد كه ١٨% از جمعيت كشور در نيمه شرقى و مابقى يعنى ٨٢% در نيمه غربى استقرار يافتهاند. در نيمه غربى و بخصوص بخش شمالى آن تراكم جمعيت در حاشيه شمالى و مركز كشور بسيار بالاتر از مناطق ديگر است كه عدم تعادل بين سرزمين و جمعيت را تشديد مىكند.