نهادگرائى و جهاد سازندگى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ١٧٣ - ٦- جايگاه جهاد درنظام برنامه ريزى كشور بانگاهى به ضرورتهاى توسعه اقتصادى
شايان ذكر است كه برنامهريزى محلى[١]، تدوين برنامه براى محدودهاى كوچكتر از يك منطقه است و اين محدوده كوچك مىتواند گاهى به كوچكى گروهى از روستاها و يا به بزرگى يك ناحيه باشد.
شرايطى كه در برنامهريزى محلى وجود دارد عبارتند از ١- مشاركت مردم (مستقيم و غيرمستقيم)، ٢- اختصاص منابع كافى از طرف دولت مركزى، ٣- بسيج منابع محلى، ٤- تهيه و يا ايجاد خدمات فنى از طرف دولت مركزى، ٥- وسعت و جمعيت كافى براى برنامهريزى محلى
مزايايى كه براى برنامهريزى در سطح محلى مىتوان برشمرد از اين قرارند: ١- امكانات و استعدادها و نيز مشكلات موجود بهسادگى كشف مىشوند، ٢- ارتباط نزديك بين مسئولين دولتى و مردمى برقرار مىشود، ٣- مىتوان به مناطقى كه نياز به نگرش بيشترى دارند توجه كرد، ٤- واگذارى بعضى از مسئوليتهاى دولت به مردم آن محل امكانپذير است.
اين نوع برنامهريزى فقط باعث ايجاد زمينه براى توسعه خودمحور مىگردد.
آنجه در برنامهريزى محلى لازم است، تشخيص مشكل، انتخاب منطقى اولويتها و انتخاب طرحهاى مناسب است.
در نتيجه برنامهريزى محلى نيز در عمل همانند برنامهريزى منطقهاى است، با اين تفاوت كه در سطح محلى يعنى سطح كوچكتر از منطقه صورت مىگيرد و براى تدوين و اجراى برنامهريزى در سطح منطقه به برنامهريزى محلى نيز احتياج است، زيرا جزئىترين سطح است و براى شناخت امكانات بالقوه و بالفعل بايد از جزئىترين سطح شروع كرد.
مردم بومى هر محل مشكلات خود را بهتر از هر كسى مىدانند و حتى ممكن است پيشنهادهايى نيز براى چگونگى حل آنها بهشكلى كه از منابع محدود و كمياب استفاده مؤثرترى به عمل آيد داشته باشند.
«بين برنامهريزى براى مردم» و «برنامهريزى با مردم» تفاوت زيادى وجود دارد.
[١] - ر. ك. هيران، دى. دياس و ديگران، درسنامه برنامهريزى توسعه روستايى، ترجمه مركز تحقيقات و بررسى مسائل روستايى وزارت جهادسازندگى، تهران، جهادسازندگى، ١٣٦٨، ص ٩٠