نهادگرائى و جهاد سازندگى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ١٧٢ - ٦- جايگاه جهاد درنظام برنامه ريزى كشور بانگاهى به ضرورتهاى توسعه اقتصادى
١- ناهماهنگى توسعه در مناطق كه اسباب مهاجرت را ايجاد مىكند.
٢- شهرنشينى شتابان و ناهماهنگى توسعه ميان شهر و روستا
٣- كوژهاى توسعه و موانع عقبافتادگى در فضاى ملى (كشور)
در اين راستا لازم است به نوع ديگرى از برنامهريزى كه در آمايش سرزمين مطرح مىباشد نيز اشاره گردد و آن برنامهريزى فضايى است. بطور خلاصه مىتوان گفت كه «برنامهريزى فضايى، استفاده از كليه مفاهيم، تكنيكها، روشها و فنون، تلاشها در جهت ارائه يك مجموع يا سازمان فضايى مناسب است كه در اين فضا كليه امكانات موجود و بالقوه فضاى موردنظر، مورد توجه قرار مىگيرد.»
جان فريدمن و مايك داگلاس در زمينه اهداف برنامهريزى فضايى چنين مىگويند: «هدف اوليه مدل برنامهريزى فضايى رشد اقتصادى نيست، بلكه توسعه اجتماعى با تأكيد برنيازهاى خاص انسان است. طبق اين مدل، توسعه بايد برموانع و محدوديتهاى محيطى انطباق داده شود. در اقتصادهاى كشاورزى، توجه اوليه بايد برتوسعه روستايى معطوف شود و برنامهريزى توسعه روستايى بايد نامتمركز و متكى به مشاركت مردمى و مبتنى برخصوصيات محلى باشد. بنابراين برنامهريزى بايد همانقدر كه برتكنيكهاى كمى استوار است برقضاوتهاى كيفى نيز مبتنى باشد و سبك آن ناچار بايد هدايتكننده باشد.»[١] اصولًا اهداف توسعه ملى، به دو دسته «اهداف توسعه اقتصادى و اجتماعى» و «اهداف توسعه فضايى ملى» تقسيم مىشوند.
بايد متذكر شد كه برنامهريزى فضايى مقدم بربرنامهريزى اقتصادى و اجتماعى و زيربناى آن محسوب مىگردد.
برنامهريزى منطقهاى يكى از ابزار سياسى و مهم براى برنامهريزى فضايى است و لذا برنامهريزى فضايى، برنامهريزى منطقهاى را دربر مىگيرد و براى انجام و اجراى برنامهريزى فضايى نياز به ابزارى داريم كه مهمترين و بهترين آن، برنامهريزى در سطح منطقه است.
[١] - جان فريدمن و مايكل داگلاس، توسعه روستا شهرى به سوى راهبرد جديد برنامهريزى منطقهاى در آسيا، ترجمه عزيز كياوند، تهران، سازمان برنامه و بودجه، ١٣٦٣، ص ١١