نهادگرائى و جهاد سازندگى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ١٧ - ١- واژه شناسى نهاد
«
Institution
» در يك مفهوم كلى در توصيف آن دسته از اعمال اجتماعى بكار مىرود كه منظماً و مداوماً تكرار مىشوند. بوسيله ضوابط اجتماعى تجويز و حفظ مىگردند و اهميت عمدهاى در ساختار اجتماعى دارند.[١] ١- ٢- معنى واژه نهاد در حوزههاى مختلف علمى
١- ٢- ١- معنى واژه نهاد در روانشناسى
فرهنگ علوم رفتارى در حوزه روانشناسى، در برابر"Id " واژه نهاد را قرار داده و در تعريف آن آورده است:
«در روانكاوى، جنبه ناخودآگاه شخصيت است كه اساس تمام انگيزههاى مهم رفتار انسان و نيروهاى غريزى وى مىباشد». به علاوه اين فرهنگ معادل"Institution " نيز واژههاى نهاد و مؤسسه (اجتماعى) را قرار داده و در توضيح آنها مىگويد:
١- يك سازمان اجتماعى كه هميشگى است با اينكه اوضاع يا افراد مسئول اداره آن تغيير مىيابند.
٢- سازمانى كه براى خدمات اجتماعى يا تحقق بخشيدن بعضى منظورهاى خاص بوجود آمده باشد؛ مانند مدرسه، مسجد، بيمارستان.
٣- يك سلسله خصلتهاى اجتماعى و فرهنگى كه مدت درازى ادامه مىيابد با اينكه گاهى اوضاع آنها عوض مىشود.[٢] «حالت سازش افراطى با يك محيط طبيعى يا اجتماعى است بطورى كه زندگى مستقل از آن براى فرد غير ممكن مىشود. مانند زندگى در يك خانه قديمى»[٣]
[١] - فرد آبرا كرامبى، هيل برايان استفن، ترنراس- فرهنگ جامعه شناسى، ترجمه حسن پويان، انتشارات چاپخش، سال ١٣٦٧
[٢] - شعارى نژاد، على اكبر- فرهنگ علوم رفتارى، انتشارات اميركبير، ١٣٦٤، ص ١٩٠
[٣] - همان منبع، ص ٢١٩.