نهادگرائى و جهاد سازندگى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ١٦ - ١- واژه شناسى نهاد
نقطه افتراق نهاد و موسسه را مىتوان در ابعاد محتوايى آن يافت. در واقع، موسسه عمدتاً براى تامين و ارائه خدماتى خاص ايجاد مىشود و مبتنى بر ساختار ادارى و تشكيلات سازمانى مىباشد كه نوعاً مشابه است. طبعاً با رفع نياز و تامين شدن خدمات مربوط، فلسفه وجودى موسسه نيز مخدوش مىشود.
اما نهاد، علاوه بر ساختار مادى داراى ابعاد محتوايى است كه اين محتوا رابطه ارزشى و درونى با جامعه دارد و مخدوش شدن آن حاكى از تحول نظام ارزشى جامعه مىباشد. موسسه مىتواند دولتى يا اجتماعى باشد. موسسه دولتى واحد سازمانى مشخصى است كه به موجب قانون ايجاد و بوسيله دولت اداره مىشود؛ مانند سازمان امور استخدامى كشور. مؤسسه اجتماعى سازمانى است كه دوام و انتظام زيادى دارد و كاركرد اجتماعى معين يعنى يك رشته كنش اجتماعى منظم بر عهده دارد؛ مانند انجمنها و شركتها[١]. حال آنكه نهاد نه يك شخص است نه يك گروه نه يك بنا. نهاد، پارهاى از فرهنگ و قسمت نظام يافتهاى از نوع زندگى يك ملت است.[٢] ١- ١- ٢- واژه نهاد در برابر واژهInstitution
اين واژه در سال ١١٩٠ در زبان لاتين به صورت «Institution» به معنى بنگاه و بنياد به كار رفته است. در فرهنگ و بستر «Institution» به بنا يا بناهايى گفته مىشود كه معنى بنياد يا تاسيسات «establishment» برآن اطلاق مىگردد. همچنين به گروهى از روحانيون كليسا نيز كه داراى التزامات معنوى مىباشند، گفته مىشود. چنان كه در حقوق و قوانين مربوط به كليسا، اين واژه به معناى اعطاى عنوان از طريق روحانيون كليسا به آن دسته از قدرتهاى معنوى اطلاق مىشد كه كاركرد مذهبى دارند. همچنين انستيتو به سازمانى گفته مىشود كه هدفش تامين آموزش و بهداشت عمومى است.
بعلاوه در اين فرهنگ «Institution» به معناى قانون، رسم و آيين نيز آمده است.[٣].
[١] - مبينى، صغرى- فرهنگ واژهها و اصطلاحات مديريت و سازمان، انتشارات وزارت كشاورزى، سال ١٣٧٠، ص ٢٤٢.
[٢] - نيكگهر، عبدالحسين- مبانى جامعه شناسى، انتشارات رايزن، سال ١٣٦٨، ص ٢٤٢.
[٣] .
kroyweN, CNInoitacilbuP nocixeL, ١٩٩٧, egaugn aLhsilgnEe htfoyranoit ciDsret sbeWnocixe LweNehT. ١