نهادگرائى و جهاد سازندگى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ١١٧ - ٢- بستر اقتصادى- اجتماعى تشكيل جهاد از ديدگاه اقتصاد توسعه
تشديد حركات مكانى جمعيت در اين دوره را مىتوان از مقايسه اعداد و ارقام مربوط به دو سرشمارى سالهاى ١٣٣٥ و ١٣٤٥ بخوبى ملاحظه كرد.
تا سال ١٣٣٥ تنها ١١ درصد از جمعيت ايران ساكن در غير محل تولد خود بودهاند كه اين رقم تا سال ١٣٤٥ به ٩/ ١٢ درصد رسيد. يعنى در يك دوره ده ساله عده آنان از ٢٠٨١٠٨٢ نفر به ٣٢٢٤٢٠٠ نفر افزايش يافت. در سالهاى بعد اين روند با سرعت بيشترى ادامه يافت، بهطورى كه بر پايه آمارگيرى سال ١٣٥١ تعداد اين افراد به ٤٧٧٧٠٠٠ نفر بالغ شد و تازه در اين آمار، مهاجرت از شهرستان به نقاط شهرى بحساب نيامده است. همچنين براساس همين گزارش، تعداد مهاجرين در يك دوره شش ساله از ١٣٤٥ تا ١٣٥١ تقريباً ٨٠ درصد بيش از دوره مشابه قبل بوده است. افزون بر اين، نگاهى به ارقام مربوط به نسبت جنسى در مناطق شهرى و مناطق روستايى و تفاوت بين آن دو (٥/ ١٦٥ در مقابل ٦/ ١٢٩) نيز مبين شدت مهاجرت مردان به مناطق شهرى است.
دوره سوم: مهاجرت از روستا به شهر: اين دوره داراى ويژگيهايى است كه آن را از دوره قبلى متمايز ميكند:
١- انگيزه مهاجرت، عوامل داخلى روستا نبوده و حركت روستايى تابعى است از متغيرهاى جذب در بازار كار شهرها.
٢- هدف حركت نيروى كار روستايى، بيشتر شهرهاست تا روستاهاى ديگر.
٣- مهاجرتها پيوسته و دائمى است و روستاييان در تمام فصول سال و به قصد اقامت هميشگى در شهرها از روستاهايشان دل كنده و با اهل و عيار روى به شهرها مىنهند.
٤- كاربرد نيروى كار روستايى مهاجر، در توليد كشاورزى كه تجربه وسيعى در آن دارد، نيست، بلكه اين نيرو در بخش اقتصادى شهرى و براى كارهايى بىنياز از تخصص، مثل عمليات ساختمانى بكار گرفته مىشود. به بيانى ديگر، جايگاه نيروى كار روستايى در ساخت اقتصادى كشور تغيير يافته و از بخش كشاورزى به بخش صنعت و خدمات انتقال يافته است.