نهادگرائى و جهاد سازندگى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ١ - مقدمه
فصل اول: كليات
مقدمه
پساز انقلاب شكوهمند اسلامى ايران به منظور سرعت و دقت در تحقق آرمانهاى انقلاب فعاليتهاى ويژهاى در قالب نهاد سازماندهى شدند كه از ميان آنها نهاد جهادسازندگى نمايان تر و گستردهتر مطرح شد. به هرحال در دوران شروع بهكار اين نهاد، علائم خاصى در محور عمل و فعاليتهاى آن ملاحظه مىشد كه كاملًا آن را از سازمانهاى سنتى متمايز مىساخت. بسيار ضرورى مىنمود كه اين تجربه موفق انقلاب در سازماندهى با مداقه علمى و متدولوژىهاى مناسب، مورد توجه قرار گيرد. از طرف ديگر در صحنه تئورى پردازىهاى مديريت در چند دهه اخير شاهد بروز و ظهور نظريههاى نهادگرائى بودهايم كه نوعى تحول در نگرش جامعه شناسانه به سازمانها تلقى مىشود. مطالعه و بررسى اين تئورىها و مصاديق و شواهد عينى موردنظر اين نظريهپردازان، اهميت مسئله را دو چندان مىساخت. سؤالاتى كه براى محقق مطرح شد به شرح زير بود:
١- آيا ويژگىهاى يك نهاد در جامعه، بويژه جامعه اسلامى ايران بعداز انقلاب اسلامى، همان است كه تاكنون صاحب نظران علوم اجتماعى اجماعاً ذكر كردهاند؟
٢- آيا تجربه فعاليت نهادى در ايران مىتواند به هدايت محتواى متدولوژيك و گسترش نظريه نهادگرائى كمك كند؟
٣- جهادسازندگى و هر يك از زيربخشهاى آن تا چه حد از ويژگىهاى نهاد برخوردارند.